پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰

چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ما

باده از جوش نشاط افتاد و در جوشیم ما

ناله ما حلقه در گوش اجابت می‌کشد

کز سحرخیزان آن صبح بناگوشیم ما

قطره اشکیم با آوارگی هم کاروان

در کنار چشم از خاطر فراموشیم ما

فتنه صد انجمن، آشوب صد هنگامه‌ایم

گر به ظاهر چون شراب کهنه خاموشیم ما

بی تأمل چون عرق بر روی خوبان می‌دویم

چون کمند زلف، گستاخ بر و دوشیم ما

پیکر ما می‌کند شمشیر را دندانه‌دار

در لباس از جوهر ذاتی زره پوشیم ما

کار روغن می‌کند بر آتش ما آب تیغ

خون منصوریم، دایم بر سر جوشیم ما

خرقه درویشی ما چون زره زیر قباست

پیش چشم خلق ظاهربین قباپوشیم ما

نامه پیچیده را چون آب خواندن حق ماست

کز سخن فهمان آن لبهای خاموشیم ما

از شراب ما رگ خامی است صائب موج زن

گرچه عمری شد درین میخانه در جوشیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۲بی کسی را کعبه مقصود می دانیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۳آسمان را خانه زنبور می دانیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۴خون دل را باده گلفام می دانیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۵گرچه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۶نور معنی در جبین تاک می بینیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۷زیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۸صبر و طاقت از دل بی تاب می جوییم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۹تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.