پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳

یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما

در دل دوزخ بهشت جاودان داریم ما

در چنین راهی که مردان توشه از دل کرده اند

ساده لوحی بین که فکر آب و نان داریم ما

منزل ما همرکاب ماست هر جا می رویم

در سفرها طالع ریگ روان داریم ما

همچنان در قطع راه عشق کندی می کنیم

گرچه از سنگ ملامت صد فسان داریم ما

چیست خاک تیره تا باشد تماشاگاه ما؟

سیرها در خویشتن چون آسمان داریم ما

قسمت ماچون کمان از صید خود خمیازه ای است

هر چه داریم از برای دیگران داریم ما

در بهار ما خزان ها چون حنا پوشیده است

گرچه در ظاهر بهار بی خزان داریم ما

همت پیران دلیل ماست هر جا می رویم

قوت پرواز چون تیر از کمان داریم ما

گرچه می‌دانیم آخر سر به سر افسانه‌ایم

پنبه ها در گوش از خواب گران داریم ما

نیست جان سخت ما از سختی دوران ملول

زندگانی چون هما از استخوان داریم ما

گرچه غیر از سایه ما را نیست دیگر میوه‌ای

منت روی زمین بر باغبان داریم ما

گرچه صائب دست ما خالی است از نقد جهان

چون جرس آوازه ای در کاروان داریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵گرچه ما را نیست بر روی زمین ویرانه‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۶از تحمل خصم را هموار می سازیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸خار در پیراهن فرزانه می ریزیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۹گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۰چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱جان به لب داریم و همچون صبح خندانیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲بی کسی را کعبه مقصود می دانیم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.