پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵

گرچه ما را نیست بر روی زمین ویرانه‌ای

خانه ها چون گنج در زیر زمین داریم ما

از گریبان گل بی خار اگر سر بر زنیم

خار در چشم از نگاه دوربین داریم ما

نوخطی پیوسته ما را هست در مد نظر

بر جگر دایم خراشی چون نگین داریم ما

نیست غیر از نقش پای دشت پیمایان عشق

آشنارویی که در روی زمین داریم ما

جان نثار طلعت خورشیدرویان می کنیم

تا نفس بر لب چو صبح راستین داریم ما

چون به سیر لامکان از خویشتن راضی شویم؟

همچو همت، توسنی در زیر زین داریم ما

صاحب نامند از ما عالم و ما تیره روز

طالع برگشته نقش نگین داریم ما

دورباش نقطه وحدت عنان تاب دل است

ورنه چون پرگار پایی آهنین داریم ما

نیست صائب دست بر ما خاکمال چرخ را

تا غبار خاکساری بر جبین داریم ما

پیش خرمن دست کی چون خوشه چین داریم ما؟

تنگدستی را نهان در آستین داریم ما

نان جو بر سفره ما گر نباشد، گو مباش

نعمتی همچون زبان گندمین داریم ما

چین پیشانی بود شیرازه اوراق دل

پاس دل چون غنچه از چین جبین داریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۷اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۸خار در پیراهن فرزانه می ریزیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۹گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۰چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱جان به لب داریم و همچون صبح خندانیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲بی کسی را کعبه مقصود می دانیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۳آسمان را خانه زنبور می دانیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۴خون دل را باده گلفام می دانیم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.