پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷

با زمین گیری سپهر گرم رفتاریم ما

همچو مرکز پای بر جاییم و سیاریم ما

سنگ راه هیچ کس از خاکساری نیستیم

زیر پای رهنوردان راه همواریم ما

با هزاران چشم می جوییم عیب خویش را

چون رسد نوبت به عیب خلق، ستاریم ما

خودفروشی پیشه ما نیست چون بی مایگان

بی نیاز از ناز بی جای خریداریم ما

زیب مردان از خودآرایی نظر پوشیدن است

گه به بند جامه، گه در قید دستاریم ما

گر به پا، درد سر آن آستان کم می دهیم

از ره اخلاص دستی در دعا داریم ما

حرف بی جا از لب ما کم تراوش می کند

بی سؤال از گفتگو خامش چو کهساریم ما

نیست چون طاوس چشم ما به بال و پر ز پا

عیب خود را در نظر بیش از هنر داریم ما

کارفرمایی چو شیرین در جهان تلخ نیست

ورنه چون فرهاد دستی در هنر داریم ما

آنچه ما از دل سیاهی با جوانی کرده ایم

هر چه با ما می کند پیری سزاواریم ما

از صفای سینه ما گرچه داغ است آفتاب

در میان زنگیان آیینه تاریم ما

تلخکامان را به شیرینی دهن خوش می کنیم

در زمین شور بیش از پاک می باریم ما

تا رسیدن باده را با خم مدارا لازم است

ورنه از زندان جسم تیره بیزاریم ما

روی ما را سرخ خواهد کرد صائب روز حشر

آل تمغایی که از آل عبا داریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹دیده سیر و دل بی مدعا داریم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰از غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱شیوه های چشم او را در نظر داریم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲از حیات بی وفا یاری طمع داریم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴پیش آن آیینه رو راه سخن داریم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵گرچه ما را نیست بر روی زمین ویرانه‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶از تحمل خصم را هموار می سازیم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.