پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۰

مهر خاموشی که گیرد از دهان زخم ما؟

غیر پیکانش که می داند زبان زخم ما؟

دست و تیغی کو، که تا دامان دریای عدم

نگسلد چون موج از هم کاروان زخم ما

ای که از لعل لبت شور قیامت گرده ای است

رحمتی کن بر لب عاجز بیان زخم ما

خون به صد رنگینی اظهار شکایت می کند

نیست در ظاهر زبان گر در دهان زخم ما

از دل مجروح ما خون گرد کلفت می برد

تیغ سیراب است آب گلستان زخم ما

گرد الماس و نمک، پر در پر هم بافته است

راه مرهم نیست در دارالامان زخم ما

جوهر شمشیر را چون موی آتش دیده کرد

الحذر از شکوه آتش زبان زخم ما

می کند هر قطره خون، طوفان دیگر زیر پوست

اختر ثابت ندارد آسمان زخم ما

هر غباری کز نمکدان تو می گیرد هوا

هم ز گرد راه می پرسد نشان زخم ما

بر دهان صبح، اختر بخیه نتوانست زد

چون برآید بخیه از حفظ دهان زخم ما؟

خودنمایی شیوه ما نیست چون نادیدگان

هیچ کس صائب نمی داند نشان زخم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲با طلب مطلوب را همخانه می یابیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۳راز دل ها را ز لوح سینه می یابیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۴نه ز خامی نقش ها را خام می بندیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۵یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۶ناامیدی بر دهد اشکی که می‌باریم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷با زمین گیری سپهر گرم رفتاریم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۸در نظرها گرچه بیکاریم در کاریم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۹دیده سیر و دل بی مدعا داریم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.