پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶

در گذر ای آسمان از وادی آزار ما

شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما

ناتوانانیم، اما کار چون بر سر فتد

دود برمی آورد از مغز آتش خار ما

لشکر خواب گران را قطره آبی بس است

برحذر باش از شبیخون دل بیدار ما

نیست از مردی، رساندن خانه ما را به آب

عالمی آسوده اند از سایه دیوار ما

صائب از بالین ما دشمن چسان خوشدل رود؟

سنگ را در گریه آرد ناله بیمار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۹می نماید پایکوبان دار را منصور ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۰حاجت دام و کمندی نیست در تسخیر ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱تن به بیماری دهد چشمش پی تسخیر ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۳پنبه دامن می کشد از داغ مرهم سوز ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴گر نظربازی به بال خود کند طاوس ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵تا خرام قامت او برد از سر هوش ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.