پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱

آه از زنگ کدورت پاک سازد سینه را

می شود روشن ز خاکستر سواد آیینه را

گر می روشن کند از مشرق مینا طلوع

صبح شنبه می توان کردن شب آدینه را

می توان در سینه روشن ضمیران روی دید

آب می سازد فروغ این گهر گنجینه را

زندگانی با فشار قبر کردن مشکل است

پاک کن از صفحه خاطر غبار کینه را

دیده آیینه را جوهر بود موی زیاد

پاک کن چون صوفیان از علم رسمی سینه را

با بصیرت، چشم ظاهربین نمی آید به کار

روزنی حاجت نباشد خانه آیینه را

چون زره زیر قبا، پوشیده از مردم کنند

موشکافان طریقت خرقه پشمینه را

خرقه پوشی، بر دو عالم آستین افشاندن است

چون گدایان رقعه حاجت مکن هر پینه را

در غم فردا سرآمد شادی امروز ما

یاد شنبه تلخ بر طفلان کند آدینه را

نیست صائب علم رسمی سینه صافان را به کار

می کند مغشوش، جوهر صفحه آیینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۳هست یک نسبت به نیک و بد دل بی کینه را
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴از غباری خانه گردد بی صفا آیینه را
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵چهره ات خورشید سیما می کند آیینه را
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶چهره ات بال سمندر می کند آیینه را
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷چهره ات گل در گریبان می کند آیینه را
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۸یک نفس گر دور سازی از کنار آیینه را
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۹شوق دیدار تو می بخشد نظر آیینه را
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰گر زند آتش به جان رویش چنین آیینه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.