پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸

از مروت نیست چیدن غنچه نشکفته را

چون صدف کن پرده داری گوهر ناسفته را

سینه اهل تعلق شاهراه تفرقه است

میهمان باشد کثافت، خانه نارفته را

در دل تنگ است فتح الباب ها عشاق را

خنده ها در پرده باشد غنچه نشکفته را

دیده بیدار نگذارد اگر پایی به پیش

قطع کردن سخت دشوارست راه خفته را

خودسران سررشته پرواز را گم می کنند

سر مده در صید دل ها کاکل آشفته را

پاک چون گردند دل ها، فیض نازل می شود

می رسد از غیب مهمان، خانه های رفته را

با سیه بختی شود آسان ره دور عدم

می توان طی کرد در شب زود راه خفته را

خامشی را رتبه بالا(تر) بود صائب ز نطق

قدر و قیمت بیش باشد گوهر ناسفته را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰جا به عرش دوش خود دادم سبوی باده را
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱نیست یک جو غم ز بی برگی دل آزاده را
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲دل شود شاد از شکست آرزو آزاده را
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳عمر در تلخی سرآید در شراب افتاده را
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶دل سیه سازد در و دیوار، سودا کرده را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷می کند پامال، تن آخر دل آسوده را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.