پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

جا به عرش دوش خود دادم سبوی باده را

فرش کردم در ره می دامن سجاده را

چون سبو تا هست نم از زندگی در پیکرت

دستگیری کن می آشامان عاشق باده را

این سخن را سرو می گوید به آواز بلند

جامه از پیکر بروید مردم آزاده را

روز و شب از صافی خاطر کدورت می کشم

ما چه می کردیم چون آیینه لوح ساده را؟

نقطه قاف قناعت دانه من گشته است

بال عنقا بادزن زیبد من افتاده را

زهد و مستی را به هم پیوند جانی داده ام

بسته ام بر دامن خم دامن سجاده را

صائب آن ابرو کمان رو بر هدف افکند تیر

دیگر از بهر چه داری سینه بگشاده را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲دل شود شاد از شکست آرزو آزاده را
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳عمر در تلخی سرآید در شراب افتاده را
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶دل سیه سازد در و دیوار، سودا کرده را
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷می کند پامال، تن آخر دل آسوده را
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹از غبار خط فزون شد روشنایی دیده را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.