پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵

می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را

بشنوم تا چند بوی این چراغ مرده را؟

شب چو خون مرده و سنگ مزارش خواب توست

زنده گردان از عبادت این زمین مرده را

ای گل بی درد، پر زر کن دهان بلبلان

در گره چون غنچه خواهی بست چند این خرده را؟

زنگ هیهات است از پیکان زداید خون گرم

باده چون آرد به حال خود دل افسرده را؟

از ترشرویان شود ماتم سرا دارالسرور

ره مده رضوان به جنت زاهد دلمرده را

باعث آرامش دل گشت صائب خط یار

توتیای چشم باشد خاک، طوفان برده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷می کند پامال، تن آخر دل آسوده را
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۹از غبار خط فزون شد روشنایی دیده را
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰از خسیسان چاره نبود مردم بگزیده را
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱از هوا گیرد سر دیوانه سنگ خاره را
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲در شکایت ریختی دندان نعمت خواره را
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.