پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵

دلفریبی چون به جولان آورد آن ماه را

مرد می باید نگه دارد عنان آه را!

غافلان را گوش بر آواز طبل رحلت است

هر تپیدن قاصدی باشد دل آگاه را

عشق مستغنی است از تدبیر عقل حیله گر

شیر کی سازد عصای خود دم روباه را؟

چون شود هموار دشمن، احتیاط از کف مده

مکرها در پرده باشد آب زیر کاه را

خودنمایی پرده برمی دارد از بالای جهل

نیست عیبی در نشستن جامه کوتاه را

یوسف از مصر غریبی شکوه کافر نعمتی است

یادداری جامه خود کرده بودی چاه را!

بر تهی آغوشی خود گریه صائب می کنم

چون ببینم هاله در آغوش گیرد ماه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷گو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته را
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸از مروت نیست چیدن غنچه نشکفته را
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰جا به عرش دوش خود دادم سبوی باده را
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱نیست یک جو غم ز بی برگی دل آزاده را
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲دل شود شاد از شکست آرزو آزاده را
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳عمر در تلخی سرآید در شراب افتاده را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.