پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲

ناتوانی از اجابت نیست مانع آه را

می‌رساند پیچ و خم آخر به منزل راه را

می‌شوند از خاکساری زیردستان سربلند

جامهٔ کوتاه، رعنا می‌کند کوتاه را

ترک غفلت کن که بیداری درین ظلمت‌سرا

مد عمر جاودان سازد شب کوتاه را

از کدو بوی شراب آید به دشواری برون

از سر بی‌مغز نتوان برد حُب جاه را

هر قدر ابر بهاری در کرم طوفان کند

نیست ممکن از تهی چشمی برآرد چاه را

با تن خاکی امید جذبه، سودایی‌ست خام

کهربا با دانه نتواند ربودن کاه را

طایر یک بال نتواند فلک‌پرواز شد

بی حضور دل مبر زنهار نام الله را

پای سرعت در ره هموار می‌آید به سنگ

نرم رویی آورد بیرون ز سختی راه را

حسن را از خط مشکین نیست بر خاطر غبار

توتیای چشم باشد گرد لشکر شاه را

برندارد وقت خط چشم از عذار گلرخان

هر که در ابر تُنُک دیدست سیر ماه را

شرم نتواند حصاری کرد حسن شوخ را

هاله از پرتوفشانی نیست مانع ماه را

مرغ زیرک در قفس صائب دل خود می‌خورد

بیش باشد وحشت از دنیا دل آگاه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴کاسه زانوست جام جم دل آگاه را
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵دلفریبی چون به جولان آورد آن ماه را
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶نیست پروای فنای خود دل وارسته را
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷گو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته را
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸از مروت نیست چیدن غنچه نشکفته را
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰جا به عرش دوش خود دادم سبوی باده را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱نیست یک جو غم ز بی برگی دل آزاده را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.