پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵

برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا

خوشه از اشک پشیمانی است دهقان مرا

هست از روز ازل با پیچ و تاب آمیزشی

چون میان نازک خوبان، رگ جان مرا

مزرع امید من از سیر چشمی تازه روست

شبنمی سیراب دارد باغ و بستان مرا

دیده آیینه از نقش پریشان سیر شد

نیست سیری از تماشا چشم حیران مرا

فکر شورانگیز من دیوانگی می آورد

هست زنجیر جنون شیرازه دیوان مرا

بر دل آزاده من فکر مهمان بار نیست

از دل خود روزی آماده است مهمان مرا

نامه ناشسته نتوان یافت در دیوان حشر

گر بیفشارند روز حشر دامان مرا

نیست بی داغ جنون صائب دل غم دیده ام

هیچ کس بی گل ندارد یاد، بستان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷می پرد امشب ز شادی دیده روزن مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸نیست از دشمن محابا یک سر سوزن مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۹مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰سبز می گردد روان چون آب از ماندن مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱یارب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۳در بهشت افکند آن رخسار گندم گون مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴کو می گرمی که در جوش آورد خون مرا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.