پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴

چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا

کرم شب تابی برافروزد شبستان مرا

در زمین پاک من ریگ روان حرص نیست

تازه می سازد رگ تاکی گلستان مرا

حیرت دیدار، قفل خانه چشم من است

نیست امید گشایش چشم حیران مرا

زیر بار منت ابر بهاران نیستم

زهره شیران دهد آب نیستان مرا

در محیط عشق دارم چون صدف صد خانه خواه

سر فرو ناید به صحرا ابر نیسان مرا

از فروغ شمع ایمن سنگ اطلس پوش شد

داغ نومیدی نخواهد سوختن جان مرا

می رود صد جا دل از آشفتگی، زلفی کجاست

تا کند شیرازه اوراق پریشان مرا؟

بارها دامن ز چنگ برق بیرون کرده ام

خار نتواند گرفتن طرف دامان مرا

تاک اگر دست حمایت برنیارد ز آستین

کیست کز دست فلک گیرد گریبان مرا؟

تا قیامت صائب از دریوزه گردد بی نیاز

ابر اگر در خواب بیند چشم گریان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۶پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷می پرد امشب ز شادی دیده روزن مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸نیست از دشمن محابا یک سر سوزن مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰سبز می گردد روان چون آب از ماندن مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱یارب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۳در بهشت افکند آن رخسار گندم گون مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.