پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲

چهره شد نیلوفری از سیلی اخوان مرا

خوش گلی آخر شکفت از گلشن احزان مرا

تیغ بر فرقم زنند و گوهر از دستم برند

چون صدف شد دشمن جان گوهر رخشان مرا

دل چو رو گرداند، بر گرداندن او مشکل است

روی دل تا برنگردیده است، بر گردان مرا

ذوق همچشمی ندارد شهرتم با آفتاب

گرد عالم از چه دارد چرخ سرگردان مرا؟

هر که بر من پرده پوشد خویش را رسوا کند

من نه آن شمعم که بتوان داشتن پنهان مرا

نیستم پیراهن یوسف، چرا هر جا روم

خون تهمت می چکد از گوشه دامان مرا؟

نیست صائب در خرابات مغان دریا دلی

تا به یک ساغر کند شرمنده احسان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۵برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷می پرد امشب ز شادی دیده روزن مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸نیست از دشمن محابا یک سر سوزن مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۰سبز می گردد روان چون آب از ماندن مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱یارب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.