پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰

کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟

بار هر کس بر زمین ماند، بود بر دل مرا

شکر قطع راه را پامال کردن مشکل است

خواب کردن از مروت نیست در منزل مرا

شوق را عشق مجازی از زمین گیران کند

نیست چون قمری نظر بر سر و پا در گل مرا

بی گزند دیده بد، درد و داغ عشق بود

حاصلی گر بود ازین دنیای بی حاصل مرا

از علایق خاطر آزادمردان فارغ است

چون صنوبر نیست پروایی ز بار دل مرا

می گدازد پرتو منت مرا چون ماه نو

هر قدر خورشید تابان می کند کامل مرا

دست احسانی که شکر از سایلان دارد طمع

نیست کم از کاسه دریوزه سایل مرا

از خس و خاشاک گردد بیش آتش شعله ور

چوب گل کی می تواند ساختن عاقل مرا؟

وای بر من کز کهنسالی درین محنت سرا

عنکبوت رشته طول امل شد دل مرا

دست خواهد کرد خونم عاقبت در گردنش

نیست گر در زندگانی رنگی از قاتل مرا

چون سپند آسوده ام صائب ز منع دور باش

می کند بی طاقتی آواره از محفل مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲چهره شد نیلوفری از سیلی اخوان مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۳پرده ظلمت نپوشد چشم حیران مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۴چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۵برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۶پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۷می پرد امشب ز شادی دیده روزن مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸نیست از دشمن محابا یک سر سوزن مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.