پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵

می برد از هوش پیش از آمدن بویش مرا

نیست جز حسرت، نصیب دیده از رویش مرا

با خیال او نظر بازی نمی آید ز من

بس که ترسیده است چشم از تندی خویش مرا

در رگ ابر سیه امید باران است بیش

یک سر مو نیست بیم از چین ابرویش مرا

گر چو مژگان صد زبان پیدا کنم، چون مردمک

مهر بر لب می زند چشم سخنگویش مرا

از نصیحت هر قدر می آورم دل را به راه

می برد از راه بیرون، قد دلجویش مرا

نیست پنهان پیچ و تاب من ز قد و زلف او

دست چون موی کمر پیچیده هر مویش مرا

برگ عیش من در ایام خزان آماده است

تا به گل رفته است پا چون سرو در کویش مرا

گرچه زان سنگین دل آمد بارها پایش به سنگ

همچنان بی تابی دل می برد سویش مرا

چشم حیران گر شود چون زلف سر تا پای من

نیست صائب سیری از نظاره رویش مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷شد گرفتاری فزون در روزگار خط مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۸از بهار افزود شور عشق چون بلبل مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹می کشد هر دم ز بی تابی به جایی دل مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱نیست بر ابرِ بهاران، دیدهٔ پر نم مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲چهره شد نیلوفری از سیلی اخوان مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۳پرده ظلمت نپوشد چشم حیران مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۴چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.