پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷

شد گرفتاری فزون در روزگار خط مرا

خاک دامنگیر شد آخر غبار خط مرا

خط آزادی طمع زان خط مشکین داشتم

ابجد مشق جنون شد نوبهار خط مرا

گوهر شهوار را گرد یتیمی کیمیاست

نیست بر خاطر غبار از رهگذار خط مرا

آنچنان کز سرمه گیرد روشنایی دیده ها

می شود آیینه روشن از غبار خط مرا

چون قلم از هستی من هست تا بندی به جا

نیست آزادی ز دام دل شکار خط مرا

زشت می آیم به چشم خویش از بی جوهری

در جگر روزی که نبود خارخار خط مرا

سر نمی پیچم ز خط، تیغم اگر بر سر نهند

چون قلم تا چاک دل شد رازدار خط مرا

دوربینان از دعا دارند بر آمین نظر

در کمند زلف دارد انتظار خط مرا

نیست صائب بردم جان بخش عیسی چشم من

زنده می دارد نسیم مشکبار خط مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹می کشد هر دم ز بی تابی به جایی دل مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱نیست بر ابرِ بهاران، دیدهٔ پر نم مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲چهره شد نیلوفری از سیلی اخوان مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۳پرده ظلمت نپوشد چشم حیران مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۵برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۶پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.