پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۳

نیست ظرف باده توحید، مخمور مرا

می کند حلاجی این می مغز منصور مرا

مستی بلبل به ایام خزان خواهد فتاد

گر به این عنوان بهار افزون کند شور مرا

در کف آیینه چون سیماب باشد بی قرار

گر سلیمان جا به دست خود دهد مور مرا

می کشم با قامت خم گشته بار عشق را

کم نمی سازد کشیدن چون کمان زور مرا

از دل فرعونیان ظلمت ید بیضا نبرد

صبح چون روشن کند شبهای دیجور مرا؟

در حجاب ابر، گردانم به چشم ذره آب

نیست با خورشید تابان نسبتی نور مرا

گر مسیحا شیره جان در قدح ریزد مرا

شربت بیمار باشد طبع مغرور مرا

ره به عیش بی زوال خاکساری برده ام

هر سفالی کاسه چینی است فغفور مرا

حرف حق با باطلان، خون مرا بر خاک ریخت

دار شد آخر حدیث راست منصور مرا

صائب از دشنام تلخ او شکایت چون کنم؟

تلخی می جان شیرین است مخمور مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵می برد از هوش پیش از آمدن بویش مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶نیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷شد گرفتاری فزون در روزگار خط مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۸از بهار افزود شور عشق چون بلبل مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۹می کشد هر دم ز بی تابی به جایی دل مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱نیست بر ابرِ بهاران، دیدهٔ پر نم مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲چهره شد نیلوفری از سیلی اخوان مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.