پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷

تَر‌زبانی معدنِ زَنگار می‌سازد مرا

خامشی آیینهٔ اسرار می‌سازد مرا

آفتابِ غیب، فرشِ خانهٔ بی‌روزن است

چشم بستن مطلعِ انوار می‌سازد مرا

در میانِ مستی و هشیاریِ من پرده‌ای است

نعرهٔ مستانه‌ای هشیار می‌سازد مرا

سایهٔ سروی که من در پای او آسوده‌ام

از شِکَر‌خوابِ عدم بیدار می‌سازد مرا

می‌تواند چشمِ بیماری مسیحِ من شدن

فتنهٔ خوابیده‌ای بیدار می‌سازد مرا

کف چه حد دارد نقابِ شورش دریا شود؟

مستی سرشار، بی‌دستار می‌سازد مرا

آفتابِ گرم‌رویی دشمنِ جانِ من است

نخلِ مومم، سردیِ بازار می‌سازد مرا

تنگ می‌سازد بیابان را به رهرو کفشِ تنگ

تنگدستی از جهان بیزار می‌سازد مرا

عِزّ آزادی به ذِلّ بندگی نتوان فروخت

بُخلِ بیش از جود، منّت‌دار می‌سازد مرا

هیچ سوهان راهرو را چون رهِ باریک نیست

فکرِ آن موی میان هموار می‌سازد مرا

گرچه چون سیل از غبارِ ره گران گردیده‌ام

جذبهٔ دریا سبک‌رفتار می‌سازد مرا

این جوابِ آن غزل صائب، که می‌گوید اسیر

خواب چون گردد گران، بیدار می‌سازد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۹دیدنِ لعلِ لبش خاموش می‌سازد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰تن‌پرستی زیردستِ خاک می‌سازد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱نیست ممکن قُربِ آتش بال و پر سوزد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲برگِ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳از سرِ زلفِ تو بر دل، کار مشکل شد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۴سنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵عشقِ پنهان باعثِ روشن‌روانی شد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶سر به جیبِ خویش دزدیدم، کلاهی شد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.