پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲

گرچه جا در دیده آن نورِ نظر دارد مرا

شوقِ چون خورشیدِ تابان دربدر دارد مرا

نیست از کوتاهیِ پرواز برجا ماندنم

تنگنای آسمان بی بال و پر دارد مرا

بس که دارم انفعال از بی‌وجودی‌های خویش

آب گردم چون کسی از خاک بردارد مرا

نیست از بی‌جوهری پوشیده حالی‌های من

آسمان چون تیغ در زیرِ سپر دارد مرا

گوهرِ شهوارم اما زیرِ پا افتاده‌ام

دستِ خود بوسد کسی کز خاک بردارد مرا

بوی پیراهن نمی‌سازد به پای کاروان

گرم‌رفتاری خجل از همسفر دارد مرا

خارم اما برنمی‌دارد زبونی غیرتم

وای بر آن کس که خواهد بی سپر دارد مرا

می‌کِشد از دوربینی انتظارِ سنگلاخ

گر به روی دست، چرخِِ کاسه‌گر دارد مرا

چون لبِ پیمانه می‌جوشد به هر تر‌دامنی

آن لبِ میگون که دندان بر جگر دارد مرا

آسمان صائب یکی از بی‌سروپایانِ اوست

گردشِ چشمی که از خود بی خبر دارد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴التفاتِ زاهدانِ خشک، تر سازد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵شورِ عشقی کو، که رسوای جهان سازد مرا؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶چشمِ او چندان که مستِ خواب می‌سازد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷تَر‌زبانی معدنِ زَنگار می‌سازد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸تنگ ظرفم، بادهٔ کم زور می سازد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹دیدنِ لعلِ لبش خاموش می‌سازد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۰تن‌پرستی زیردستِ خاک می‌سازد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱نیست ممکن قُربِ آتش بال و پر سوزد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.