پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴

التفاتِ زاهدانِ خشک، تر سازد مرا

گرمی افسردگان افسرده‌تر سازد مرا

اشکِ نیسانم، گدایی دارم از بحرِ گهر

چون صدف دامانِ پاکی، تا گهر سازد مرا

معنیِ دور، از لباسِ لفظ می‌گردد جدا

مختصر، کی این جهانِ مختصر سازد مرا

شعلهٔ بی‌باک را از چوبکاری باک نیست

چوبِ گل از بوی گل دیوانه‌تر سازد مرا

ناخنِ فولاد دارم در گشادِ کارها

بویِ خون صاحب‌جگر چون نیشتر سازد مرا

بحر را تلخی ز آفت‌ها دعای جوشن است

تلخرویی از حلاوت بیشتر سازد مرا

رشتهٔ عمرم به اندک فرصتی گردد گره

گر چنین بی‌تاب، آن موی کمر سازد مرا

جذبهٔ دریا بود صائب دلیلِ سیلِ من

کی رهِ خوابیده دلگیر از سفر سازد مرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶چشمِ او چندان که مستِ خواب می‌سازد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۷تَر‌زبانی معدنِ زَنگار می‌سازد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸تنگ ظرفم، بادهٔ کم زور می سازد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹دیدنِ لعلِ لبش خاموش می‌سازد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰تن‌پرستی زیردستِ خاک می‌سازد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱نیست ممکن قُربِ آتش بال و پر سوزد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲برگِ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳از سرِ زلفِ تو بر دل، کار مشکل شد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.