پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵

شورِ عشقی کو، که رسوای جهان سازد مرا؟

بی‌نیاز از نام و فارغ از نشان سازد مرا

چند چون آبِ گُهر باشم گره در یک مقام؟

خضر‌ راهی کو، که موجِ خوش‌عنان سازد مرا

می‌گریزم در پناهِ بی‌خودی از خلق، چند

خودفروشی بندهٔ این کاروان سازد مرا

خوشتر از کُنجِ دهانِ یار می‌آید به چشم

گوشه‌ای کز دیدهٔ مردم نهان سازد مرا

می‌کنم پهلو تهی از قرب، تا کی چون صدف

چربی پهلوی گوهر، استخوان سازد مرا

وادی پیموده را از سرگرفتن مشکل است

چون زلیخا، عشق می‌ترسم جوان سازد مرا

بخیه از جوهر زنم بر چشم‌شوخ آیینه را

چهرهٔ محجوبِ او گر دیده‌بان سازد مرا

جلوهٔ دست و گریبانِ گلِ این بوستان

سخت می‌ترسم خجل از باغبان سازد مرا

استخوانم همچو صبح آغوشِ رغبت واکند

گر نشانِ تیر، آن ابرو‌کمان سازد مرا

گر‌چه خاکِ راهِ عشقم، می‌خورم خون گر به سهو

بادپیمایی طَرَف با آسمان سازد مرا

صائب از رازِ دهانِ او نیارم سر برون

فکر اگر باریک چون موی میان سازد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۷تَر‌زبانی معدنِ زَنگار می‌سازد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸تنگ ظرفم، بادهٔ کم زور می سازد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹دیدنِ لعلِ لبش خاموش می‌سازد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۰تن‌پرستی زیردستِ خاک می‌سازد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱نیست ممکن قُربِ آتش بال و پر سوزد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲برگِ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳از سرِ زلفِ تو بر دل، کار مشکل شد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۴سنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.