پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۰۱ گر باده می خری، به زر گل خرید کن
  2. شمارهٔ ۶۰۲ بگذر از تحریر، بلبل! فکر تقریری بکن
  3. شمارهٔ ۶۰۳ در آتشم فکند که بی دود و دم نشین
  4. شمارهٔ ۶۰۴ تا نخندد بر تو صد گوهرشناس
  5. شمارهٔ ۶۰۵ بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون
  6. شمارهٔ ۶۰۶ می نماید خویش را عریان به رندان عاقبت
  7. شمارهٔ ۶۰۷ بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من
  8. شمارهٔ ۶۰۸ جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن
  9. شمارهٔ ۶۰۹ ناکامی ما بین، که به عشرتگه گیتی
  10. شمارهٔ ۶۱۰ طالع برگشته کز وی می رسد ما را شکست
  11. شمارهٔ ۶۱۱ خنده طرب از تو، گریه و فغان از من
  12. شمارهٔ ۶۱۲ گفتی عرق دوباره چو شد، تند می شود
  13. شمارهٔ ۶۱۳ قدرشناس شاخ گل، قامت یار من ببین
  14. شمارهٔ ۶۱۴ سر تنها روی چون جاده باید داشتن طغرا
  15. شمارهٔ ۶۱۵ بزم بی نور است، از جام طرب می نوش کن
  16. شمارهٔ ۶۱۶ ز بی برگی بود لبریز رونق گلستان من
  17. شمارهٔ ۶۱۷ می رود از گردش گردون، چه زیبا و چه زشت
  18. شمارهٔ ۶۱۸ طلب کردم رهی از باغبان درجستن آن گل
  19. شمارهٔ ۶۱۹ مطرب امشب دل به فکر حسن خلقش داده بود
  20. شمارهٔ ۶۲۰ زلف شبرنگ، پریشان بر و دوش مکن
  21. شمارهٔ ۶۲۱ ز بهار برگ الوان، ز کفت حنای رنگین
  22. شمارهٔ ۶۲۲ ز شوق آنکه بنشیند درو یک لحظه یار من
  23. شمارهٔ ۶۲۳ شد سفید از انتظارت چشم تر، بنمای رخ
  24. شمارهٔ ۶۲۴ ز چشمان او چون نخواهم نگاهی؟
  25. شمارهٔ ۶۲۵ ما عشقباز گریه چه دانیم خنده چیست
  26. شمارهٔ ۶۲۶ بیهوده گشتیم، مهمان گردون
  27. شمارهٔ ۶۲۷ ماییم و گفتن شعر، در وصف آن گلِ رو
  28. شمارهٔ ۶۲۸ هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو
  29. شمارهٔ ۶۲۹ در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟
  30. شمارهٔ ۶۳۰ دارم ز دیدن گل نوخیز خود، چو شمع
  31. شمارهٔ ۶۳۱ دختری کز سایه رز می رمید
  32. شمارهٔ ۶۳۲ بهر حفظ سیم و زر، کارش درشتی کردن است
  33. شمارهٔ ۶۳۳ ناله برگشت ز لب از فرح دیدن تو
  34. شمارهٔ ۶۳۴ کردم چو ساز گریه، بیا صد نوا شنو
  35. شمارهٔ ۶۳۵ رام کسی نیست یار، کس چه بگوید به او
  36. شمارهٔ ۶۳۶ بدن غنچه نباشد به صفای تن او
  37. شمارهٔ ۶۳۷ در ته دریا، تنش از تشنگی گردید خشک
  38. شمارهٔ ۶۳۸ گر بلغزد بر کنار جوی هستی پای سرو
  39. شمارهٔ ۶۳۹ بی برکت است چیزی، کان در شماره آید
  40. شمارهٔ ۶۴۰ دلم صدره به گلشن رفته، لیکن
  41. شمارهٔ ۶۴۱ نی به میناکار دارم، نی به خم، نی با سبو
  42. شمارهٔ ۶۴۲ چرخ نامرد است، اگر مردی ازو یاری مخواه
  43. شمارهٔ ۶۴۳ روز جزا برآیم، ساغر به کف نهاده
  44. شمارهٔ ۶۴۴ باز بر بال و پرم گرد هوس پیچیده
  45. شمارهٔ ۶۴۵ گل قبا آرد بر ما، غنچه گردد افسر ما
  46. شمارهٔ ۶۴۶ ز بس می روید امشب از چراغ ما گل شادی
  47. شمارهٔ ۶۴۷ پژمرده بود حسن بت دست رسیده
  48. شمارهٔ ۶۴۸ شیشه بیار ساقیا، از پی هم پیاله ده
  49. شمارهٔ ۶۴۹ دست رد بر ساغر صهبا منه
  50. شمارهٔ ۶۵۰ تن ما سرشته خون، دل ما چکیده غم
  51. شمارهٔ ۶۵۱ از تیرگی چه شکوه به غربت، که همچو مشک
  52. شمارهٔ ۶۵۲ ادب خاموش دارد بار شوق عشقبازان را
  53. شمارهٔ ۶۵۳ در سمن زار تنت جلوه کند نیلوفر
  54. شمارهٔ ۶۵۴ کاش عذری در گنهکاری نمی گفتم به یار
  55. شمارهٔ ۶۵۵ می بکش، می ولی حکیمانه
  56. شمارهٔ ۶۵۶ بس که پاشید ازو ناز و نیاز از من ریخت
  57. شمارهٔ ۶۵۷ به قرابه از صبوحی، قدح شراب مانده
  58. شمارهٔ ۶۵۸ یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده
  59. شمارهٔ ۶۵۹ کسی که دیده ور افتاده در سرای وجود
  60. شمارهٔ ۶۶۰ دلا اگر سر تعلیم من توانی داشت

متن اشعار به نقل از گنجور.