فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۰۱ گر باده می خری، به زر گل خرید کن
- شمارهٔ ۶۰۲ بگذر از تحریر، بلبل! فکر تقریری بکن
- شمارهٔ ۶۰۳ در آتشم فکند که بی دود و دم نشین
- شمارهٔ ۶۰۴ تا نخندد بر تو صد گوهرشناس
- شمارهٔ ۶۰۵ بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون
- شمارهٔ ۶۰۶ می نماید خویش را عریان به رندان عاقبت
- شمارهٔ ۶۰۷ بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من
- شمارهٔ ۶۰۸ جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن
- شمارهٔ ۶۰۹ ناکامی ما بین، که به عشرتگه گیتی
- شمارهٔ ۶۱۰ طالع برگشته کز وی می رسد ما را شکست
- شمارهٔ ۶۱۱ خنده طرب از تو، گریه و فغان از من
- شمارهٔ ۶۱۲ گفتی عرق دوباره چو شد، تند می شود
- شمارهٔ ۶۱۳ قدرشناس شاخ گل، قامت یار من ببین
- شمارهٔ ۶۱۴ سر تنها روی چون جاده باید داشتن طغرا
- شمارهٔ ۶۱۵ بزم بی نور است، از جام طرب می نوش کن
- شمارهٔ ۶۱۶ ز بی برگی بود لبریز رونق گلستان من
- شمارهٔ ۶۱۷ می رود از گردش گردون، چه زیبا و چه زشت
- شمارهٔ ۶۱۸ طلب کردم رهی از باغبان درجستن آن گل
- شمارهٔ ۶۱۹ مطرب امشب دل به فکر حسن خلقش داده بود
- شمارهٔ ۶۲۰ زلف شبرنگ، پریشان بر و دوش مکن
- شمارهٔ ۶۲۱ ز بهار برگ الوان، ز کفت حنای رنگین
- شمارهٔ ۶۲۲ ز شوق آنکه بنشیند درو یک لحظه یار من
- شمارهٔ ۶۲۳ شد سفید از انتظارت چشم تر، بنمای رخ
- شمارهٔ ۶۲۴ ز چشمان او چون نخواهم نگاهی؟
- شمارهٔ ۶۲۵ ما عشقباز گریه چه دانیم خنده چیست
- شمارهٔ ۶۲۶ بیهوده گشتیم، مهمان گردون
- شمارهٔ ۶۲۷ ماییم و گفتن شعر، در وصف آن گلِ رو
- شمارهٔ ۶۲۸ هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو
- شمارهٔ ۶۲۹ در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟
- شمارهٔ ۶۳۰ دارم ز دیدن گل نوخیز خود، چو شمع
- شمارهٔ ۶۳۱ دختری کز سایه رز می رمید
- شمارهٔ ۶۳۲ بهر حفظ سیم و زر، کارش درشتی کردن است
- شمارهٔ ۶۳۳ ناله برگشت ز لب از فرح دیدن تو
- شمارهٔ ۶۳۴ کردم چو ساز گریه، بیا صد نوا شنو
- شمارهٔ ۶۳۵ رام کسی نیست یار، کس چه بگوید به او
- شمارهٔ ۶۳۶ بدن غنچه نباشد به صفای تن او
- شمارهٔ ۶۳۷ در ته دریا، تنش از تشنگی گردید خشک
- شمارهٔ ۶۳۸ گر بلغزد بر کنار جوی هستی پای سرو
- شمارهٔ ۶۳۹ بی برکت است چیزی، کان در شماره آید
- شمارهٔ ۶۴۰ دلم صدره به گلشن رفته، لیکن
- شمارهٔ ۶۴۱ نی به میناکار دارم، نی به خم، نی با سبو
- شمارهٔ ۶۴۲ چرخ نامرد است، اگر مردی ازو یاری مخواه
- شمارهٔ ۶۴۳ روز جزا برآیم، ساغر به کف نهاده
- شمارهٔ ۶۴۴ باز بر بال و پرم گرد هوس پیچیده
- شمارهٔ ۶۴۵ گل قبا آرد بر ما، غنچه گردد افسر ما
- شمارهٔ ۶۴۶ ز بس می روید امشب از چراغ ما گل شادی
- شمارهٔ ۶۴۷ پژمرده بود حسن بت دست رسیده
- شمارهٔ ۶۴۸ شیشه بیار ساقیا، از پی هم پیاله ده
- شمارهٔ ۶۴۹ دست رد بر ساغر صهبا منه
- شمارهٔ ۶۵۰ تن ما سرشته خون، دل ما چکیده غم
- شمارهٔ ۶۵۱ از تیرگی چه شکوه به غربت، که همچو مشک
- شمارهٔ ۶۵۲ ادب خاموش دارد بار شوق عشقبازان را
- شمارهٔ ۶۵۳ در سمن زار تنت جلوه کند نیلوفر
- شمارهٔ ۶۵۴ کاش عذری در گنهکاری نمی گفتم به یار
- شمارهٔ ۶۵۵ می بکش، می ولی حکیمانه
- شمارهٔ ۶۵۶ بس که پاشید ازو ناز و نیاز از من ریخت
- شمارهٔ ۶۵۷ به قرابه از صبوحی، قدح شراب مانده
- شمارهٔ ۶۵۸ یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده
- شمارهٔ ۶۵۹ کسی که دیده ور افتاده در سرای وجود
- شمارهٔ ۶۶۰ دلا اگر سر تعلیم من توانی داشت
متن اشعار به نقل از گنجور.