پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۶۱ طرح وارونی نشد در ساغرم اکنون پدید
  2. شمارهٔ ۶۶۲ نیم در کسوت فقر از فلک ممنون احسانی
  3. شمارهٔ ۶۶۳ دوران به آب می کرد، طرح ایاغ لاله
  4. شمارهٔ ۶۶۴ ساقیا لب تشنه ام، آبی چو لعل تر بده
  5. شمارهٔ ۶۶۵ مردمکم داده تن به خاک نشینی
  6. شمارهٔ ۶۶۶ از کوه چون بزرگان، فیضی نمی تراود
  7. شمارهٔ ۶۶۷ ای گشوده چشمت از هر سو در میخانه ای
  8. شمارهٔ ۶۶۸ داغ رشک باغبان کهنه اش گل می کند
  9. شمارهٔ ۶۶۹ زاهدا پیمانه ات چون پر شود از دور چرخ
  10. شمارهٔ ۶۷۰ تو خود مهری، ولیکن با سیه روز غم عشقت
  11. شمارهٔ ۶۷۱ چه لذت وجود مرا از جوانی؟
  12. شمارهٔ ۶۷۲ شمع است مرا حجت این حرف که بی جرم
  13. شمارهٔ ۶۷۳ چشم پرخون و نگردید دل ما خالی
  14. شمارهٔ ۶۷۴ دلا غیر از رهی کز دیدن او می روی از خود
  15. شمارهٔ ۶۷۵ جنگ با من دارد ای دل تا طلبکارش تویی
  16. شمارهٔ ۶۷۶ کس چه می داند که پیمانت نمی ماند درست
  17. شمارهٔ ۶۷۷ به آن گل می توانی همچو شبنم گشت همزانو
  18. شمارهٔ ۶۷۸ از بس که دارم زین چمن، درد و غم آوارگی
  19. شمارهٔ ۶۷۹ صورت پذیر درد است، دیبای زندگانی
  20. شمارهٔ ۶۸۰ چون نمدپوش شدی، خدمت قیصر نکنی
  21. شمارهٔ ۶۸۱ نه دود است این که بر اطراف روی شمع می افتد
  22. شمارهٔ ۶۸۲ داد بی موجب عنانم را به دست رهزنی
  23. شمارهٔ ۶۸۳ بس که هر سو رخنه دارد کلبه ام چون خانه گل
  24. شمارهٔ ۶۸۴ من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی
  25. شمارهٔ ۶۸۵ بکش ساغر پیاپی تا به رنگ ارغوان باشی
  26. شمارهٔ ۶۸۶ چشم مرا آب داد، تازگی روی می
  27. شمارهٔ ۶۸۷ پریده بلبل و مانده ست آشیان از وی
  28. شمارهٔ ۶۸۸ از غم دنیا نباشد هیچ کس جان بردنی
  29. شمارهٔ ۶۸۹ ز خوان صحبت یاران، چو شیشه ساعت
  30. شمارهٔ ۶۹۰ بر ما چه سان نخندد، دام و قفس ز هر سو؟
  31. شمارهٔ ۶۹۱ چو یاقوت از زمین هم در وطن گر پست تر باشی
  32. شمارهٔ ۶۹۲ ما به جای قطره، دریا ریختیم از چشم تر
  33. شمارهٔ ۶۹۳ گفتی که در دل تو، نگشود خاطر من
  34. شمارهٔ ۶۹۴ روز و شب جام به کف دارم و محروم شراب
  35. شمارهٔ ۶۹۵ قتل ما بی دست و پایان را دلیری شرط نیست
  36. شمارهٔ ۶۹۶ رخ لاله، زلف سنبل، لب غنچه، صوت بلبل
  37. شمارهٔ ۶۹۷ در راه کوی جانان، منت کش بلد نیست
  38. شمارهٔ ۶۹۸ چون نگرداند ورق، از بیم آه و ناله ام؟
  39. شمارهٔ ۶۹۹ دلا در زیر بار آرزو بسیار می مانی
  40. شمارهٔ ۷۰۰ ای که داری گله از دست فراموشی یار
  41. شمارهٔ ۷۰۱ کشتی ز بی آرامی ام، آرام جان کیستی
  42. شمارهٔ ۷۰۲ بر دیده گذارم کف پایی که تو داری
  43. شمارهٔ ۷۰۳ گر به مهر همه چون صبح برآرم نفسی
  44. شمارهٔ ۷۰۴ آتشین رخسار ما شمعی ست بزم حسن را
  45. شمارهٔ ۷۰۵ نخواهی داشت رنگ از سوختن هم، ای خس گلشن
  46. شمارهٔ ۷۰۶ در کار معنی پروری کافتاده ناحق بر سرم
  47. شمارهٔ ۷۰۷ در کوچه زنجیر به خاکم بسپارید
  48. شمارهٔ ۷۰۸ قسمت ما درد بسیار است و درمان اندکی
  49. شمارهٔ ۷۰۹ اگر با ما سیه بختان بود ماه جهانتابی
  50. شمارهٔ ۷۱۰ چو رخ در آینه بینی، گل آرزو نکنی
  51. شمارهٔ ۷۱۱ زین گونه گر شیرین بود، لعل لب نوشین تو
  52. شمارهٔ ۷۱۲ خوش آن کز یاری دوران چو مینا
  53. شمارهٔ ۷۱۳ دامن آرزویم پر شده از گوهر اشک
  54. شمارهٔ ۷۱۴ از گل غمها به رنگ غنچه پژمرده است
  55. شمارهٔ ۷۱۵ به این بی برگی ات در برگرفتم، نرگسی بگشا
  56. شمارهٔ ۷۱۶ از نیک و بد کشیدیم، آزار آشنایی
  57. شمارهٔ ۷۱۷ چون ز تنهایی غربت برهانم خود را؟
  58. شمارهٔ ۷۱۸ کنم گر جان فدای کودک اشک
  59. شمارهٔ ۷۱۹ بس که برگرد تو گشتم، سر من می گردد
  60. شمارهٔ ۷۲۰ زندگی می آورد ای شمع، آب جوی صبح

متن اشعار به نقل از گنجور.