پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ نمی شد نو خط دیوان ما، رشک گلستانی
  2. شمارهٔ ۲ تا نام تو سردفتر معنی ست رقم را
  3. شمارهٔ ۳ بیند چگونه غیر تو بیننده خدا
  4. شمارهٔ ۴ فردوس را نمونه ساغر دهد به ما
  5. شمارهٔ ۵ در محبت سست بنیادیم چون قصر حباب
  6. شمارهٔ ۶ دلم در نازکی باج از پر پروانه می گیرد
  7. شمارهٔ ۷ گر دلم نالان شد از دست بتان، عیبش مکن
  8. شمارهٔ ۸ در بام فلک، ماه چه سان رنگ نبازد؟
  9. شمارهٔ ۹ دوران چگونه با تو کند هم پیاله ام؟
  10. شمارهٔ ۱۰ ز گلها، سروها را دورمنشان ای چمن پرور
  11. شمارهٔ ۱۱ بردار فنا، رنگ دگر شد سخن از ما
  12. شمارهٔ ۱۲ ستاره چشم می پوشد ز غصه
  13. شمارهٔ ۱۳ زمین در سایه خم می زند گلبانگ جوش اینجا
  14. شمارهٔ ۱۴ منت خضر بر سرم نیست، چو شمع انجمن
  15. شمارهٔ ۱۵ زین دودمان ندیدیم خونگرمی شراری
  16. شمارهٔ ۱۶ چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ ز بس آمد به نزدیکم، چو مژگانش نمی بینم
  18. شمارهٔ ۱۸ دست نتوان داشتن یکبارگی از کار عشق
  19. شمارهٔ ۱۹ ماییم و دیدن گل روی تو ساقیا
  20. شمارهٔ ۲۰ نه من از میکده بیرون روم، نه زاهد از مسجد
  21. شمارهٔ ۲۱ ای دل از خاطر برون کن طره جانانه را
  22. شمارهٔ ۲۲ باران سنگ فتنه اگر دیرتررسد
  23. شمارهٔ ۲۳ گر به سوی دیده، اشکم برنگردد دور نیست
  24. شمارهٔ ۲۴ می گزد همچو نغمه خارج
  25. شمارهٔ ۲۵ از اسم بی مسما، خیزد همیشه خواری
  26. شمارهٔ ۲۶ تازه شد از روی یار، چشم جدا دل جدا
  27. شمارهٔ ۲۷ گر بود بند قبا از موی گل باریکتر
  28. شمارهٔ ۲۸ از باده پس نیامد، رنگ پریده ما
  29. شمارهٔ ۲۹ شکوه دانه و دام از نفس انداخت مرا
  30. شمارهٔ ۳۰ برگ گل تازه را، جام طرب ساختیم
  31. شمارهٔ ۳۱ به سوی خاکساران محبت جلوه ای سر کن
  32. شمارهٔ ۳۲ دلخوشی نمی داند، راه خانه ما را
  33. شمارهٔ ۳۳ فصل گلگشت چمن شد ای گل رعنا بیا
  34. شمارهٔ ۳۴ یار سرگرم حیا، من ادب آموز نگاه
  35. شمارهٔ ۳۵ جامده آیینه را نزدیک، کان دور از ادب
  36. شمارهٔ ۳۶ گشت خداکارساز، عاشق جانباز را
  37. شمارهٔ ۳۷ به پای شوق گشتم هرطرف بسیار در صحرا
  38. شمارهٔ ۳۸ ما بیخبران، راست رو بزم خطاییم
  39. شمارهٔ ۳۹ پیش هر باد، ز بی برگی خود می نالد
  40. شمارهٔ ۴۰ غارتگر حیا نکنی جام باده را
  41. شمارهٔ ۴۱ کو دم گرمی که سوزد پنبه گوش مرا
  42. شمارهٔ ۴۲ بوسه به پیغام داد و گشت پشیمان
  43. شمارهٔ ۴۳ چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
  44. شمارهٔ ۴۴ شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا
  45. شمارهٔ ۴۵ آن زلف سیه دل سبکپا
  46. شمارهٔ ۴۶ محتسب می افکند بیهوده در هنگامه سنگ
  47. شمارهٔ ۴۷ از عکس لب لعلت، پیمانه شود پیدا
  48. شمارهٔ ۴۸ می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
  49. شمارهٔ ۴۹ بس که آن وحشی غزالم سر به صحرا داده است
  50. شمارهٔ ۵۰ کند چون دیده ما حفظ اشک خود، مکن عیبش
  51. شمارهٔ ۵۱ شوق به روی تیغ دویدن به پای خود
  52. شمارهٔ ۵۲ ما خزان پرورده عشقیم، عیب ما مکن
  53. شمارهٔ ۵۳ به شب زلف بتان، روز تمام است اینجا
  54. شمارهٔ ۵۴ ساقی پیاله داد به چنگ هوس مرا
  55. شمارهٔ ۵۵ کمان طالع ما تیر برنمی تابد
  56. شمارهٔ ۵۶ بس که از جوی صفا، شاداب می بینم ترا
  57. شمارهٔ ۵۷ ندید مادر ایام، روی شوکت ما
  58. شمارهٔ ۵۸ به عجز پای منه، عرض مرد می رود اینجا
  59. شمارهٔ ۵۹ بس که زان گل در دل ما خار نومیدی شکست
  60. شمارهٔ ۶۰ به تسکین دلم یکسان بود لطف و عتاب او

متن اشعار به نقل از گنجور.