پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۱۶

چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا

هزار حرف به دل مانده چون کتاب مرا

چنین که چرخ، سحرخیز سردمهری شد

عجب که گرم شود تن به آفتاب مرا

به جوی باغ فتادم، ولی ز بی قدری

چو عکس شاخ درختان نبرد آب مرا

به یاد او چو کنم گریه در سرمستی

چکد به جامه بی طاقتی گلاب مرا

چو شمع، بود ز بیداری ام صبا گلچین

نسیم نرگس او کرد مست خواب مرا

به آبروی که خاکم قبول خواهد کرد؟

اگر کسی ندهد غسل در شراب مرا

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸دست نتوان داشتن یکبارگی از کار عشق
  2. شمارهٔ ۱۹ماییم و دیدن گل روی تو ساقیا
  3. شمارهٔ ۲۰نه من از میکده بیرون روم، نه زاهد از مسجد
  4. شمارهٔ ۲۱ای دل از خاطر برون کن طره جانانه را
  5. شمارهٔ ۲۲باران سنگ فتنه اگر دیرتررسد
  6. شمارهٔ ۲۳گر به سوی دیده، اشکم برنگردد دور نیست
  7. شمارهٔ ۲۴می گزد همچو نغمه خارج
  8. شمارهٔ ۲۵از اسم بی مسما، خیزد همیشه خواری
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.