فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ نمی شد نو خط دیوان ما، رشک گلستانی
- شمارهٔ ۲ تا نام تو سردفتر معنی ست رقم را
- شمارهٔ ۳ بیند چگونه غیر تو بیننده خدا
- شمارهٔ ۴ فردوس را نمونه ساغر دهد به ما
- شمارهٔ ۵ در محبت سست بنیادیم چون قصر حباب
- شمارهٔ ۶ دلم در نازکی باج از پر پروانه می گیرد
- شمارهٔ ۷ گر دلم نالان شد از دست بتان، عیبش مکن
- شمارهٔ ۸ در بام فلک، ماه چه سان رنگ نبازد؟
- شمارهٔ ۹ دوران چگونه با تو کند هم پیاله ام؟
- شمارهٔ ۱۰ ز گلها، سروها را دورمنشان ای چمن پرور
- شمارهٔ ۱۱ بردار فنا، رنگ دگر شد سخن از ما
- شمارهٔ ۱۲ ستاره چشم می پوشد ز غصه
- شمارهٔ ۱۳ زمین در سایه خم می زند گلبانگ جوش اینجا
- شمارهٔ ۱۴ منت خضر بر سرم نیست، چو شمع انجمن
- شمارهٔ ۱۵ زین دودمان ندیدیم خونگرمی شراری
- شمارهٔ ۱۶ چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا
- شمارهٔ ۱۷ ز بس آمد به نزدیکم، چو مژگانش نمی بینم
- شمارهٔ ۱۸ دست نتوان داشتن یکبارگی از کار عشق
- شمارهٔ ۱۹ ماییم و دیدن گل روی تو ساقیا
- شمارهٔ ۲۰ نه من از میکده بیرون روم، نه زاهد از مسجد
- شمارهٔ ۲۱ ای دل از خاطر برون کن طره جانانه را
- شمارهٔ ۲۲ باران سنگ فتنه اگر دیرتررسد
- شمارهٔ ۲۳ گر به سوی دیده، اشکم برنگردد دور نیست
- شمارهٔ ۲۴ می گزد همچو نغمه خارج
- شمارهٔ ۲۵ از اسم بی مسما، خیزد همیشه خواری
- شمارهٔ ۲۶ تازه شد از روی یار، چشم جدا دل جدا
- شمارهٔ ۲۷ گر بود بند قبا از موی گل باریکتر
- شمارهٔ ۲۸ از باده پس نیامد، رنگ پریده ما
- شمارهٔ ۲۹ شکوه دانه و دام از نفس انداخت مرا
- شمارهٔ ۳۰ برگ گل تازه را، جام طرب ساختیم
- شمارهٔ ۳۱ به سوی خاکساران محبت جلوه ای سر کن
- شمارهٔ ۳۲ دلخوشی نمی داند، راه خانه ما را
- شمارهٔ ۳۳ فصل گلگشت چمن شد ای گل رعنا بیا
- شمارهٔ ۳۴ یار سرگرم حیا، من ادب آموز نگاه
- شمارهٔ ۳۵ جامده آیینه را نزدیک، کان دور از ادب
- شمارهٔ ۳۶ گشت خداکارساز، عاشق جانباز را
- شمارهٔ ۳۷ به پای شوق گشتم هرطرف بسیار در صحرا
- شمارهٔ ۳۸ ما بیخبران، راست رو بزم خطاییم
- شمارهٔ ۳۹ پیش هر باد، ز بی برگی خود می نالد
- شمارهٔ ۴۰ غارتگر حیا نکنی جام باده را
- شمارهٔ ۴۱ کو دم گرمی که سوزد پنبه گوش مرا
- شمارهٔ ۴۲ بوسه به پیغام داد و گشت پشیمان
- شمارهٔ ۴۳ چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
- شمارهٔ ۴۴ شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا
- شمارهٔ ۴۵ آن زلف سیه دل سبکپا
- شمارهٔ ۴۶ محتسب می افکند بیهوده در هنگامه سنگ
- شمارهٔ ۴۷ از عکس لب لعلت، پیمانه شود پیدا
- شمارهٔ ۴۸ می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
- شمارهٔ ۴۹ بس که آن وحشی غزالم سر به صحرا داده است
- شمارهٔ ۵۰ کند چون دیده ما حفظ اشک خود، مکن عیبش
- شمارهٔ ۵۱ شوق به روی تیغ دویدن به پای خود
- شمارهٔ ۵۲ ما خزان پرورده عشقیم، عیب ما مکن
- شمارهٔ ۵۳ به شب زلف بتان، روز تمام است اینجا
- شمارهٔ ۵۴ ساقی پیاله داد به چنگ هوس مرا
- شمارهٔ ۵۵ کمان طالع ما تیر برنمی تابد
- شمارهٔ ۵۶ بس که از جوی صفا، شاداب می بینم ترا
- شمارهٔ ۵۷ ندید مادر ایام، روی شوکت ما
- شمارهٔ ۵۸ به عجز پای منه، عرض مرد می رود اینجا
- شمارهٔ ۵۹ بس که زان گل در دل ما خار نومیدی شکست
- شمارهٔ ۶۰ به تسکین دلم یکسان بود لطف و عتاب او
متن اشعار به نقل از گنجور.