پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۴۱

کو دم گرمی که سوزد پنبه گوش مرا

شور هشیاری چشاند مغز بیهوش مرا

یاد ایامی که در دولتسرای می فروش

افسری بود از سبوی می، سر دوش مرا

شب که با روی بهارافشان درآمد در بغل

بهتر از صد باغ و بستان کرد آغوش مرا

در گلستان خواندن رویت،سرانگشت ادب

کرد نیلوفر ز مالش، لاله گوش مرا

تا شدم همسنگ طغرا در ترازوی غمت

با جنون صرف می سنجد خرد، هوش مرا

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
  2. شمارهٔ ۴۴شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا
  3. شمارهٔ ۴۵آن زلف سیه دل سبکپا
  4. شمارهٔ ۴۶محتسب می افکند بیهوده در هنگامه سنگ
  5. شمارهٔ ۴۷از عکس لب لعلت، پیمانه شود پیدا
  6. شمارهٔ ۴۸می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
  7. شمارهٔ ۴۹بس که آن وحشی غزالم سر به صحرا داده است
  8. شمارهٔ ۵۰کند چون دیده ما حفظ اشک خود، مکن عیبش
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.