پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۴۳

چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما

بود چو شیشه می، خون ما به گردن ما

به سان آینه کز نم به تیرگی افتد

به آب گریه شد از کار، چشم روشن ما

به غیر خار در آخر به ما نمی ماند

اگر چو صحن چمن، گل دمد ز دامن ما

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵آن زلف سیه دل سبکپا
  2. شمارهٔ ۴۶محتسب می افکند بیهوده در هنگامه سنگ
  3. شمارهٔ ۴۷از عکس لب لعلت، پیمانه شود پیدا
  4. شمارهٔ ۴۸می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
  5. شمارهٔ ۴۹بس که آن وحشی غزالم سر به صحرا داده است
  6. شمارهٔ ۵۰کند چون دیده ما حفظ اشک خود، مکن عیبش
  7. شمارهٔ ۵۱شوق به روی تیغ دویدن به پای خود
  8. شمارهٔ ۵۲ما خزان پرورده عشقیم، عیب ما مکن
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.