پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ نه تلاش سیر گلشن، نه سر کنار جویی
  2. شمارهٔ ۷۲۲ در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما
  3. شمارهٔ ۷۲۳ چو آن سربسته مینایی که دارد باده روشن
  4. شمارهٔ ۷۲۴ باغبان چون نکند خنده ز بی عقلی تو؟
  5. شمارهٔ ۷۲۵ حاصل دنیا و دین را مفت نستاند کسی
  6. شمارهٔ ۷۲۶ از بس که به ما نظر نداری
  7. شمارهٔ ۷۲۷ ای چرخ ناملایم، با مردمان چه داری؟
  8. شمارهٔ ۷۲۸ طرب می چکد از صدای صراحی
  9. شمارهٔ ۷۲۹ شکری شود زبانم، چو به حرف من بخندی
  10. شمارهٔ ۷۳۰ سرکشی در صورت افتادگی زیبنده نیست
  11. شمارهٔ ۷۳۱ ای روی تو سردفتر گلهای بهاری
  12. شمارهٔ ۷۳۲ دهان غنچه، روی گل، جبین نسترن داری
  13. شمارهٔ ۷۳۳ بس که از روی نزاکت بر ما می آیی
  14. شمارهٔ ۷۳۴ به ز سر رشته عقل است گر از طره خویش
  15. شمارهٔ ۷۳۵ تا تو رفتی، زندگی رفت از برم، بازآ که من
  16. شمارهٔ ۷۳۶ دلا مخواب که در کارخانه قسمت
  17. شمارهٔ ۷۳۷ هر طرف صد گل سیراب نشاط است، ولی
  18. شمارهٔ ۷۳۸ گشودم لب که با مطرب برآرم یک نفس چون نی
  19. شمارهٔ ۷۳۹ خورشید مشت خاری ست، جایی که گل تو باشی
  20. شمارهٔ ۷۴۰ گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها
  21. شمارهٔ ۷۴۱ یک سخن نشنیدم ای گل از دهان نازکت
  22. شمارهٔ ۷۴۲ به زلفت می کند از آشنایی شانه همراهی
  23. شمارهٔ ۷۴۳ قطره پیمایی ست کار ساقی بزم فلک
  24. شمارهٔ ۷۴۴ رویش چو آفتاب است، او را نمی شناسی
  25. شمارهٔ ۷۴۵ جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی
  26. شمارهٔ ۷۴۶ به برگ عیش رسم، گر چو نوبهار آیی
  27. شمارهٔ ۷۴۷ گر نشینم، جای می گیرم به پهلوی غمی
  28. شمارهٔ ۷۴۸ جانا ز تو شادم به سلامی و پیامی
  29. شمارهٔ ۷۴۹ من نه ابرم، نه تو گل، بهر چه در باغ وصال
  30. شمارهٔ ۷۵۰ از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی
  31. شمارهٔ ۷۵۱ بی وضو، دست به پیمانه صهبا نکنی
  32. شمارهٔ ۷۵۲ آخر این جان سبکروح ز تن خواهد رفت
  33. شمارهٔ ۷۵۳ بس که گشته شیوه اسلامیان حق دشمنی
  34. شمارهٔ ۷۵۴ ای که گویی فیض دارد سرزمین مصر و شام
  35. شمارهٔ ۷۵۵ نسترن می طلبد از بدنت خوشبویی
  36. شمارهٔ ۷۵۶ هر دو بی مثلیم در هنگامه ناز و نیاز
  37. شمارهٔ ۷۵۷ رزقم چو یاقوت، از تنگ بختی
  38. شمارهٔ ۷۵۸ در باغ گیتی، شد قسمت من
  39. شمارهٔ ۷۵۹ سنگباران کرد شبنم بی رخ او باغ را
  40. شمارهٔ ۷۶۰ چشم من سوی تو، چشم تو به سوی دگری
  41. شمارهٔ ۷۶۱ ای شوخ لاله رخسار، باغ و بهار مایی
  42. شمارهٔ ۷۶۲ ندارد دیده ما طالع نظاره رویی
  43. شمارهٔ ۷۶۳ کهنه شد گلشن، ز جوی شیشه آبی نوش کن
  44. شمارهٔ ۷۶۴ گل را نبود رونق رویی که تو داری
  45. شمارهٔ ۷۶۵ تازگیهای بهار از گل تر مستغنی ست
  46. شمارهٔ ۷۶۶ غیر اگر سویت ببیند، رونپوشی، رخ نتابی
  47. شمارهٔ ۷۶۷ صبوحی می کنم در اول شب
  48. شمارهٔ ۷۶۸ برون رفتن چو تیر از خانه، می زیبد جوانان را

متن اشعار به نقل از گنجور.