فهرست اشعار
- شمارهٔ ۷۲۱ نه تلاش سیر گلشن، نه سر کنار جویی
- شمارهٔ ۷۲۲ در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما
- شمارهٔ ۷۲۳ چو آن سربسته مینایی که دارد باده روشن
- شمارهٔ ۷۲۴ باغبان چون نکند خنده ز بی عقلی تو؟
- شمارهٔ ۷۲۵ حاصل دنیا و دین را مفت نستاند کسی
- شمارهٔ ۷۲۶ از بس که به ما نظر نداری
- شمارهٔ ۷۲۷ ای چرخ ناملایم، با مردمان چه داری؟
- شمارهٔ ۷۲۸ طرب می چکد از صدای صراحی
- شمارهٔ ۷۲۹ شکری شود زبانم، چو به حرف من بخندی
- شمارهٔ ۷۳۰ سرکشی در صورت افتادگی زیبنده نیست
- شمارهٔ ۷۳۱ ای روی تو سردفتر گلهای بهاری
- شمارهٔ ۷۳۲ دهان غنچه، روی گل، جبین نسترن داری
- شمارهٔ ۷۳۳ بس که از روی نزاکت بر ما می آیی
- شمارهٔ ۷۳۴ به ز سر رشته عقل است گر از طره خویش
- شمارهٔ ۷۳۵ تا تو رفتی، زندگی رفت از برم، بازآ که من
- شمارهٔ ۷۳۶ دلا مخواب که در کارخانه قسمت
- شمارهٔ ۷۳۷ هر طرف صد گل سیراب نشاط است، ولی
- شمارهٔ ۷۳۸ گشودم لب که با مطرب برآرم یک نفس چون نی
- شمارهٔ ۷۳۹ خورشید مشت خاری ست، جایی که گل تو باشی
- شمارهٔ ۷۴۰ گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها
- شمارهٔ ۷۴۱ یک سخن نشنیدم ای گل از دهان نازکت
- شمارهٔ ۷۴۲ به زلفت می کند از آشنایی شانه همراهی
- شمارهٔ ۷۴۳ قطره پیمایی ست کار ساقی بزم فلک
- شمارهٔ ۷۴۴ رویش چو آفتاب است، او را نمی شناسی
- شمارهٔ ۷۴۵ جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی
- شمارهٔ ۷۴۶ به برگ عیش رسم، گر چو نوبهار آیی
- شمارهٔ ۷۴۷ گر نشینم، جای می گیرم به پهلوی غمی
- شمارهٔ ۷۴۸ جانا ز تو شادم به سلامی و پیامی
- شمارهٔ ۷۴۹ من نه ابرم، نه تو گل، بهر چه در باغ وصال
- شمارهٔ ۷۵۰ از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی
- شمارهٔ ۷۵۱ بی وضو، دست به پیمانه صهبا نکنی
- شمارهٔ ۷۵۲ آخر این جان سبکروح ز تن خواهد رفت
- شمارهٔ ۷۵۳ بس که گشته شیوه اسلامیان حق دشمنی
- شمارهٔ ۷۵۴ ای که گویی فیض دارد سرزمین مصر و شام
- شمارهٔ ۷۵۵ نسترن می طلبد از بدنت خوشبویی
- شمارهٔ ۷۵۶ هر دو بی مثلیم در هنگامه ناز و نیاز
- شمارهٔ ۷۵۷ رزقم چو یاقوت، از تنگ بختی
- شمارهٔ ۷۵۸ در باغ گیتی، شد قسمت من
- شمارهٔ ۷۵۹ سنگباران کرد شبنم بی رخ او باغ را
- شمارهٔ ۷۶۰ چشم من سوی تو، چشم تو به سوی دگری
- شمارهٔ ۷۶۱ ای شوخ لاله رخسار، باغ و بهار مایی
- شمارهٔ ۷۶۲ ندارد دیده ما طالع نظاره رویی
- شمارهٔ ۷۶۳ کهنه شد گلشن، ز جوی شیشه آبی نوش کن
- شمارهٔ ۷۶۴ گل را نبود رونق رویی که تو داری
- شمارهٔ ۷۶۵ تازگیهای بهار از گل تر مستغنی ست
- شمارهٔ ۷۶۶ غیر اگر سویت ببیند، رونپوشی، رخ نتابی
- شمارهٔ ۷۶۷ صبوحی می کنم در اول شب
- شمارهٔ ۷۶۸ برون رفتن چو تیر از خانه، می زیبد جوانان را
متن اشعار به نقل از گنجور.