پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۷۴۶

به برگ عیش رسم، گر چو نوبهار آیی

میان باغ شوم، چون تو در کنار آیی

تو آن گلی که بهار از رخ تو می بارد

چرا نهال نگردد چو پیش خار آیی؟

کند سفیدی چشمم نیابت دم صبح

شبی که سوی من از راه انتظار آیی

هزار خاک نشین، آه می کشد ز پی ات

نمی شود که به این کوچه بی غبار آیی

دلا ز رشته زلفش اگر بداری دست

عجب که یک سر سوزن مرا به کار آیی

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۸جانا ز تو شادم به سلامی و پیامی
  2. شمارهٔ ۷۴۹من نه ابرم، نه تو گل، بهر چه در باغ وصال
  3. شمارهٔ ۷۵۰از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی
  4. شمارهٔ ۷۵۱بی وضو، دست به پیمانه صهبا نکنی
  5. شمارهٔ ۷۵۲آخر این جان سبکروح ز تن خواهد رفت
  6. شمارهٔ ۷۵۳بس که گشته شیوه اسلامیان حق دشمنی
  7. شمارهٔ ۷۵۴ای که گویی فیض دارد سرزمین مصر و شام
  8. شمارهٔ ۷۵۵نسترن می طلبد از بدنت خوشبویی
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.