پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۷۵۰

از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی

زان پیشتر کآیی برم، سامان رفتن می کنی

ای بت نه ناقوس منی، بهر چه در خلوتسرا

تا می رسد دستم به تو، بنیاد شیون می کنی

از نوبهار آرزو، گلهای اشکم تازه شد

پایی بنه بردیده ام، گر سیر گلشن می کنی

ای دل نخواهی یافتن، از دختر رز بهتری

از صحبت او پا مکش، گر خواهش زن می کنی

طغرا، نفاق دوستان، هرگز نخواهد گشت کم

در پیش ایشان بی سبب، تعریف دشمن می کنی

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۲آخر این جان سبکروح ز تن خواهد رفت
  2. شمارهٔ ۷۵۳بس که گشته شیوه اسلامیان حق دشمنی
  3. شمارهٔ ۷۵۴ای که گویی فیض دارد سرزمین مصر و شام
  4. شمارهٔ ۷۵۵نسترن می طلبد از بدنت خوشبویی
  5. شمارهٔ ۷۵۶هر دو بی مثلیم در هنگامه ناز و نیاز
  6. شمارهٔ ۷۵۷رزقم چو یاقوت، از تنگ بختی
  7. شمارهٔ ۷۵۸در باغ گیتی، شد قسمت من
  8. شمارهٔ ۷۵۹سنگباران کرد شبنم بی رخ او باغ را
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.