پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۶۴۲

چرخ نامرد است، اگر مردی ازو یاری مخواه

خویش را در زیر بار یک جهان خواری مخواه

تا توان از تلخ و شیرین جهان پرهیز کرد

همچو چشم خوبرویان، غیر بیماری مخواه

در لباس خرمی صد عقده می روید ز دل

سرو قامت باش، لیکن رخت زنگاری مخواه

در شب زلفش مده چون شانه هرگز تن به خواب

گر سراپا چشم گردی، غیر بیداری مخواه

زورق از یمن سبکباری به ساحل می رسد

جان اگر خواهی، درین دریا گرانباری مخواه

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۴باز بر بال و پرم گرد هوس پیچیده
  2. شمارهٔ ۶۴۵گل قبا آرد بر ما، غنچه گردد افسر ما
  3. شمارهٔ ۶۴۶ز بس می روید امشب از چراغ ما گل شادی
  4. شمارهٔ ۶۴۷پژمرده بود حسن بت دست رسیده
  5. شمارهٔ ۶۴۸شیشه بیار ساقیا، از پی هم پیاله ده
  6. شمارهٔ ۶۴۹دست رد بر ساغر صهبا منه
  7. شمارهٔ ۶۵۰تن ما سرشته خون، دل ما چکیده غم
  8. شمارهٔ ۶۵۱از تیرگی چه شکوه به غربت، که همچو مشک
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.