پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۶۰۳

در آتشم فکند که بی دود و دم نشین

غم بر دلم گماشت که رو بی الم نشین

حکم قضا رسید که با وسعت سپهر

در تنگنا همیشه چو نال قلم نشین

فریاد می کند جرس کاروان چرخ

کز شهر عیش بگذر و در دشت غم نشین

مهمان روزگار چو گشتم، نصیب گفت

در آستان خانه چو نقش قدم نشین

قسمت اشاره کرد که در چارسوی دهر

بسیار کش جفا و ستم، لیک کم نشین

دوران زبان گشود که از نقد عافیت

دست تهی چو مردم صاحب کرم نشین

گفتم که جای نیست برای نشستنم

ایام گفت در ته تیغ ستم نشین

طغرا، چو نقش زندگی ات بد نشسته است

بهر نجات، بر سر راه عدم نشین

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۵بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون
  2. شمارهٔ ۶۰۶می نماید خویش را عریان به رندان عاقبت
  3. شمارهٔ ۶۰۷بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من
  4. شمارهٔ ۶۰۸جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن
  5. شمارهٔ ۶۰۹ناکامی ما بین، که به عشرتگه گیتی
  6. شمارهٔ ۶۱۰طالع برگشته کز وی می رسد ما را شکست
  7. شمارهٔ ۶۱۱خنده طرب از تو، گریه و فغان از من
  8. شمارهٔ ۶۱۲گفتی عرق دوباره چو شد، تند می شود
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.