پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۶۰۸

جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن

چون مسافر گشت جان، یک لحظه نتوان زیستن

در(سه) فصل عمر باید سر به جیب غم کشید

تا توانی همچو گل یک فصل خندان زیستن

همزبان ناموافق، کم ز عزرائیل نیست

مرگ دانایان بود با جمع نادان زیستن

جام را از کف مده، گر زندگی داری هوس

بی قدح، یک دم درین غمخانه نتوان زیستن

تا نماید چون وطن، اقلیم عقبی دلنشین

در جهان پیوسته باید چون غریبان زیستن

با خرد گفتم که مشکلتر ز مردن چیست، گفت

صحبت جمعی که نتوان همچو ایشان زیستن

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۰طالع برگشته کز وی می رسد ما را شکست
  2. شمارهٔ ۶۱۱خنده طرب از تو، گریه و فغان از من
  3. شمارهٔ ۶۱۲گفتی عرق دوباره چو شد، تند می شود
  4. شمارهٔ ۶۱۳قدرشناس شاخ گل، قامت یار من ببین
  5. شمارهٔ ۶۱۴سر تنها روی چون جاده باید داشتن طغرا
  6. شمارهٔ ۶۱۵بزم بی نور است، از جام طرب می نوش کن
  7. شمارهٔ ۶۱۶ز بی برگی بود لبریز رونق گلستان من
  8. شمارهٔ ۶۱۷می رود از گردش گردون، چه زیبا و چه زشت
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.