پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۶۲۸

هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو

وز اشارتهای ابروی اداسازش بگو

شکوه ناسازی هجران، به آن مه گفتنی ست

گر نبینی رو ازو، در پیش دمسازش بگو

کعبه در برروی مردم بسته، نامش را مبر

لب به وصف دیر بگشا، از در بازش بگو

تا زند سازنده غم، نقشها بر آب صوت

رود چشم را ببین، در پرده سازش بگو

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۰دارم ز دیدن گل نوخیز خود، چو شمع
  2. شمارهٔ ۶۳۱دختری کز سایه رز می رمید
  3. شمارهٔ ۶۳۲بهر حفظ سیم و زر، کارش درشتی کردن است
  4. شمارهٔ ۶۳۳ناله برگشت ز لب از فرح دیدن تو
  5. شمارهٔ ۶۳۴کردم چو ساز گریه، بیا صد نوا شنو
  6. شمارهٔ ۶۳۵رام کسی نیست یار، کس چه بگوید به او
  7. شمارهٔ ۶۳۶بدن غنچه نباشد به صفای تن او
  8. شمارهٔ ۶۳۷در ته دریا، تنش از تشنگی گردید خشک
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.