پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۱ دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
  2. شمارهٔ ۵۴۲ ظلمت شام غم از نور سحر می بینم
  3. شمارهٔ ۵۴۳ سرفرازیها کنم چون پای بست او شوم
  4. شمارهٔ ۵۴۴ پای از جهان کشیده قراری گرفته ایم
  5. شمارهٔ ۵۴۵ بی لاله رخسارت، گر سیر چمن کردم
  6. شمارهٔ ۵۴۶ داغها دارد دلم از دست بیداد فلک
  7. شمارهٔ ۵۴۷ تا تیر در کمان بود، رنگ نشان ندیدم
  8. شمارهٔ ۵۴۸ نشوم چرا سیه رو، که چو مردمان دیده
  9. شمارهٔ ۵۴۹ شب خدنگ ناله ای بر آسمان انداختم
  10. شمارهٔ ۵۵۰ برگل فکنم دست رد و روی تو گیرم
  11. شمارهٔ ۵۵۱ مجروح چون کلیدیم، ما از زبان مردم
  12. شمارهٔ ۵۵۲ گریه شادی ز مینای شراب آموختم
  13. شمارهٔ ۵۵۳ گل ز دستم رفته و من خار پیدا می کنم
  14. شمارهٔ ۵۵۴ تردامنی به کف داد، سرخانه حبابم
  15. شمارهٔ ۵۵۵ ز خیال دهنت تنگ شکر می گریم
  16. شمارهٔ ۵۵۶ ز بهر صبر بلبل، بی تو در گلزار می مانم
  17. شمارهٔ ۵۵۷ من و آن گوشه وحدت، که ز بینایی دل
  18. شمارهٔ ۵۵۸ نایب مستی شده هشیاری ام
  19. شمارهٔ ۵۵۹ به سودای محبت، عقل ورزیدن نمی‌دانم
  20. شمارهٔ ۵۶۰ یک نیستان خنده دارد بر تنم آزادگی
  21. شمارهٔ ۵۶۱ ز تاب آتش نظاره ات چو آب شوم
  22. شمارهٔ ۵۶۲ همچو نرگس در چمن گر میگسار افتاده ام
  23. شمارهٔ ۵۶۳ غم و اندوه که پیمانه ده داغ دلند
  24. شمارهٔ ۵۶۴ هرگز نمی گیرد کسی جز درد، بازوی مرا
  25. شمارهٔ ۵۶۵ قبای عافیت در بر ندارم
  26. شمارهٔ ۵۶۶ سایه ام از تیره روزی، لیک در ایوان چرخ
  27. شمارهٔ ۵۶۷ از بس ز پا فتاده ایام پیری ام
  28. شمارهٔ ۵۶۸ برآرد اشکها رنگ کبوترهای صحرایی
  29. شمارهٔ ۵۶۹ بس که رزق ما طفیلی شد ز دیوان قضا
  30. شمارهٔ ۵۷۰ جز من که داده مادر دهرم ز غصه شیر
  31. شمارهٔ ۵۷۱ نمی گیرد قرار آن شوخ یک دم چون صبا در وی
  32. شمارهٔ ۵۷۲ خوش آنکه موج زن وصل آن نگار شوم
  33. شمارهٔ ۵۷۳ در وفا، انکار آن شوخ ستمگر می کنم
  34. شمارهٔ ۵۷۴ یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم
  35. شمارهٔ ۵۷۵ کار اگر چنین باشد، مزد کار ما معلوم
  36. شمارهٔ ۵۷۶ طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم
  37. شمارهٔ ۵۷۷ چه سان منزل شناس راه دل باشم، که از سستی
  38. شمارهٔ ۵۷۸ بس که در راه طلب، سرگشتگی آمد به پیش
  39. شمارهٔ ۵۷۹ تسلی بخش طفلان نیست جز نزدیکی مادر
  40. شمارهٔ ۵۸۰ در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند
  41. شمارهٔ ۵۸۱ هرگز چو ریگ شیشه ساعت نشد نصیب
  42. شمارهٔ ۵۸۲ همچو طفل نوسخن، یک حرف ما مربوط نیست
  43. شمارهٔ ۵۸۳ نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود
  44. شمارهٔ ۵۸۴ ندارد انتها باران اشکم
  45. شمارهٔ ۵۸۵ اگر چو آینه سر تا قدم شوی همه چشم
  46. شمارهٔ ۵۸۶ عاشقان را تاب حرف مردن معشوق نیست
  47. شمارهٔ ۵۸۷ برهم خورد از گفتگو، ربط به هم پیوستگان
  48. شمارهٔ ۵۸۸ نزد آنهایی که با دل کارشان افتاده است
  49. شمارهٔ ۵۸۹ دو بوس از لب لعل جانان گرفتن
  50. شمارهٔ ۵۹۰ می رود بر باد، خاکم از لگدکوب ستم
  51. شمارهٔ ۵۹۱ بر سر خوان امید، قحط دم آب شد
  52. شمارهٔ ۵۹۲ خدایا آن صنم را مایل حسن آزمایی کن
  53. شمارهٔ ۵۹۳ باشد اگر امید اثر با گریستن
  54. شمارهٔ ۵۹۴ بازی خور عقلم، سگ دیوانه به از من
  55. شمارهٔ ۵۹۵ فلک در خورد بالا بردنت می افکند پایین
  56. شمارهٔ ۵۹۶ بس که بی برگیم، بعد از درگذشتن، همچو شمع
  57. شمارهٔ ۵۹۷ درد مینای سپهرند همه خلق جهان
  58. شمارهٔ ۵۹۸ به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟
  59. شمارهٔ ۵۹۹ پیوسته طلبکار شراب است دل من
  60. شمارهٔ ۶۰۰ چون باده می کند مست، ما را هوای باران

متن اشعار به نقل از گنجور.