پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۵۹۳

باشد اگر امید اثر با گریستن

کی دل کشد به خنده، بود تا گریستن

ای شمع،این قدر به تو لذت نمی رسد

سوز و گداز از تو و از ما گریستن

دیوانه خصلتیم، ز ما پر بعید نیست

بیهوده خنده کردن و بیجا گریستن

باید چو برق، خنده زنان از جهان گذشت

نتوان چو ابر بر سر دنیا گریستن

طغرا چه طالع است که امروز بایدت

بر حال خود ز محنت فردا گریستن

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۵فلک در خورد بالا بردنت می افکند پایین
  2. شمارهٔ ۵۹۶بس که بی برگیم، بعد از درگذشتن، همچو شمع
  3. شمارهٔ ۵۹۷درد مینای سپهرند همه خلق جهان
  4. شمارهٔ ۵۹۸به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟
  5. شمارهٔ ۵۹۹پیوسته طلبکار شراب است دل من
  6. شمارهٔ ۶۰۰چون باده می کند مست، ما را هوای باران
  7. شمارهٔ ۶۰۱گر باده می خری، به زر گل خرید کن
  8. شمارهٔ ۶۰۲بگذر از تحریر، بلبل! فکر تقریری بکن
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.