پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۶۰۰

چون باده می کند مست، ما را هوای باران

دریای نشاه خیزد، از قطره های باران

مینا با پای ساغر، چون سر نهد به سجده

چیز دگر نخواند، غیر از دعای باران

پیداست عکس خوبی، از چار سوی عالم

آیینه خانه ای شد دهر از صفای باران

روزی که نیست چشمم، از جوش گریه پر آب

در کارخانه ابر،خالی ست جای باران

دارند برسر دست، جانهای تلخ و شیرین

باران برای ساغر، ساغر برای باران

پس ماندن از رفیقان، ننگ است بر سبکرو

بیجا نمی خروشد، سیل از قفای باران

طغرا مباش غافل، زین ابر خرقه آبی

پیری ست سبحه در کف، از قطره های باران

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۲بگذر از تحریر، بلبل! فکر تقریری بکن
  2. شمارهٔ ۶۰۳در آتشم فکند که بی دود و دم نشین
  3. شمارهٔ ۶۰۴تا نخندد بر تو صد گوهرشناس
  4. شمارهٔ ۶۰۵بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون
  5. شمارهٔ ۶۰۶می نماید خویش را عریان به رندان عاقبت
  6. شمارهٔ ۶۰۷بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من
  7. شمارهٔ ۶۰۸جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن
  8. شمارهٔ ۶۰۹ناکامی ما بین، که به عشرتگه گیتی
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.