پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۵۹۲

خدایا آن صنم را مایل حسن آزمایی کن

چراغم را زرویش دودمان روشنایی کن

ز خاک قتلگاه عافیت بر من فشان گردی

لباس عیدی ام را سرخ چون دست حنایی کن

نگشتم از ازل در هیچ کاری قابل تحسین

اگر گویم مسلمانم، تو کافرماجرایی کن

هوس بر من شد از زلف بتان هر سو کمند افکن

تو این صید گرانجان را سبکپای رهایی کن

نیم از خویش غافل، می شناسم خونی خود را

به قتلم در لباس هر که خواهی خودنمایی کن

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۴بازی خور عقلم، سگ دیوانه به از من
  2. شمارهٔ ۵۹۵فلک در خورد بالا بردنت می افکند پایین
  3. شمارهٔ ۵۹۶بس که بی برگیم، بعد از درگذشتن، همچو شمع
  4. شمارهٔ ۵۹۷درد مینای سپهرند همه خلق جهان
  5. شمارهٔ ۵۹۸به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟
  6. شمارهٔ ۵۹۹پیوسته طلبکار شراب است دل من
  7. شمارهٔ ۶۰۰چون باده می کند مست، ما را هوای باران
  8. شمارهٔ ۶۰۱گر باده می خری، به زر گل خرید کن
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.