پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۵۵۹

به سودای محبت، عقل ورزیدن نمی‌دانم

خرد گر جنس می گیرد، دکان چیدن نمی‌دانم

زمین، یخ بند سردیهای مهر چرخ و من کودک

به هر جا می‌نهم پا، غیر لغزیدن نمی‌دانم

ز بس بی دست و پای حیرتم، بی سعی مشاطه

به سان شانه بر زلف تو چسبیدن نمی‌دانم

نشاطم پس‌نشین غم بُوَد چون ابر نیسانی

نباشد گریه تا در پیش، خندیدن نمی‌دانم

مقیم گوشه یک خانه‌ام چون مهره ششدر

برای نقش، در هر خانه گردیدن نمی‌دانم

ندارم همچو طغرا جز زبان درد دل گویی

به یاری چون رسم، احوال پرسیدن نمی‌دانم

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۱ز تاب آتش نظاره ات چو آب شوم
  2. شمارهٔ ۵۶۲همچو نرگس در چمن گر میگسار افتاده ام
  3. شمارهٔ ۵۶۳غم و اندوه که پیمانه ده داغ دلند
  4. شمارهٔ ۵۶۴هرگز نمی گیرد کسی جز درد، بازوی مرا
  5. شمارهٔ ۵۶۵قبای عافیت در بر ندارم
  6. شمارهٔ ۵۶۶سایه ام از تیره روزی، لیک در ایوان چرخ
  7. شمارهٔ ۵۶۷از بس ز پا فتاده ایام پیری ام
  8. شمارهٔ ۵۶۸برآرد اشکها رنگ کبوترهای صحرایی
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.