پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۵۷۶

طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم

پریشان بلبلم، جز گلستان دیدن نمی دانم

به دستم گر دهد آن نازنین، گیسوی مشکین را

ز نافهمیدگی، چون شانه بوییدن نمی دانم

چرا مینا نخندد بر من بیدل، که چون ساغر

لبم با لعل او پیوست و بوسیدن نمی دانم

چو صحرا ناله دارد طینتم، لیکن ز بیدردی

اگر کوه آیدم برسینه، نالیدن نمی دانم

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۸بس که در راه طلب، سرگشتگی آمد به پیش
  2. شمارهٔ ۵۷۹تسلی بخش طفلان نیست جز نزدیکی مادر
  3. شمارهٔ ۵۸۰در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند
  4. شمارهٔ ۵۸۱هرگز چو ریگ شیشه ساعت نشد نصیب
  5. شمارهٔ ۵۸۲همچو طفل نوسخن، یک حرف ما مربوط نیست
  6. شمارهٔ ۵۸۳نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود
  7. شمارهٔ ۵۸۴ندارد انتها باران اشکم
  8. شمارهٔ ۵۸۵اگر چو آینه سر تا قدم شوی همه چشم
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.