پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۵۷۵

کار اگر چنین باشد، مزد کار ما معلوم

نزد کارفرمایان، اعتبار ما معلوم

بخت ما نمی داند، غیر واژگون سازی

با چنین مددکاری، کار و بار ما معلوم

دل ز داغ حرمان شد باغ پرگل تازه

باغ ما که این باشد، نوبهار ما معلوم

نخل خشک این باغیم، بی نصیب سرسبزی

گر جهان شود خرم، برگ و بار ما معلوم

می زند عبث طغرا، دم ز شعرپردازی

قدر و قیمت شاعر در دیار ما معلوم

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۷چه سان منزل شناس راه دل باشم، که از سستی
  2. شمارهٔ ۵۷۸بس که در راه طلب، سرگشتگی آمد به پیش
  3. شمارهٔ ۵۷۹تسلی بخش طفلان نیست جز نزدیکی مادر
  4. شمارهٔ ۵۸۰در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند
  5. شمارهٔ ۵۸۱هرگز چو ریگ شیشه ساعت نشد نصیب
  6. شمارهٔ ۵۸۲همچو طفل نوسخن، یک حرف ما مربوط نیست
  7. شمارهٔ ۵۸۳نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود
  8. شمارهٔ ۵۸۴ندارد انتها باران اشکم
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.