پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ در محیط گریه ام هرگز نگردد آب خشک
  2. شمارهٔ ۴۸۲ امشب به سوی میکده باد از چمن وزید
  3. شمارهٔ ۴۸۳ کس ندارد چو تو گلبانگ اسیری، بلبل!
  4. شمارهٔ ۴۸۴ هستند رهزنان خزان، گوش بر صدا
  5. شمارهٔ ۴۸۵ افشان گلها می کند، صدرنگ پیدا می کند
  6. شمارهٔ ۴۸۶ هرجا که بیفتد به زمین سایه زلفت
  7. شمارهٔ ۴۸۷ ای قبای تو خوشاینده چو پیراهن گل
  8. شمارهٔ ۴۸۸ بوی گلاب می دهد، نغمه عندلیب ما
  9. شمارهٔ ۴۸۹ هوس پرورده زلف بتانم
  10. شمارهٔ ۴۹۰ بلبلت از گل نخواهد فرق کرد
  11. شمارهٔ ۴۹۱ تا ز مشق خود نیفتم، هرکجا می قحط شد
  12. شمارهٔ ۴۹۲ کو صبر کز صبوری، تاب جفا بیارم؟
  13. شمارهٔ ۴۹۳ معنی مقصود را از لفظ یارب یافتم
  14. شمارهٔ ۴۹۴ چو مینا گرچه آیین قدح نوشی نمی دانم
  15. شمارهٔ ۴۹۵ بس که از سنگینی جان، کنده پای خودیم
  16. شمارهٔ ۴۹۶ آن وحشی ام که هرگز، آرام را ندیدم
  17. شمارهٔ ۴۹۷ بشکفته صد رنگ گلهای داغم
  18. شمارهٔ ۴۹۸ شورشی از هایهای گریه می خواهد دلم
  19. شمارهٔ ۴۹۹ اگر غیرت عشق مانع نگردد
  20. شمارهٔ ۵۰۰ یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
  21. شمارهٔ ۵۰۱ نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس
  22. شمارهٔ ۵۰۲ شب از رنج خمار آزرده بودم
  23. شمارهٔ ۵۰۳ با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
  24. شمارهٔ ۵۰۴ گل و می از لب و رخساره اش می ریخت هرجانب
  25. شمارهٔ ۵۰۵ نماند خون دل و کار عشق در پیش است
  26. شمارهٔ ۵۰۶ آنچه حاصل شد ز کشت همتم
  27. شمارهٔ ۵۰۷ گر به گرد روی او گردیده ام، عیبم مکن
  28. شمارهٔ ۵۰۸ ما شیشه به دست طرب آلود شکستیم
  29. شمارهٔ ۵۰۹ تاب عنان گرفتن یک ناله ام نماند
  30. شمارهٔ ۵۱۰ نی ز خار این چمن غمگین، نه از گل شادمان
  31. شمارهٔ ۵۱۱ ملامت چون کنم اهل هوس را، کز گل رویت
  32. شمارهٔ ۵۱۲ ما را چه کار است، با کار مردم؟
  33. شمارهٔ ۵۱۳ دل به استحضار آیات شهادت زنده است
  34. شمارهٔ ۵۱۴ دایم غم نخوردن یک بوس می خورم
  35. شمارهٔ ۵۱۵ چشم و دل پاس خیالش را به نوبت داشتند
  36. شمارهٔ ۵۱۶ نشاط از سبزه مینا ندیدم
  37. شمارهٔ ۵۱۷ این که هستی خوانده ای، از نیستی هم کمتر است
  38. شمارهٔ ۵۱۸ شد فراموش ز تکرار خموشی سخنم
  39. شمارهٔ ۵۱۹ جنون در چوب گل پیچد ز سودایی که من دارم
  40. شمارهٔ ۵۲۰ قطره چندی نصیب کام خشکم بیش نیست
  41. شمارهٔ ۵۲۱ کسی به چشم تو از ناز در نمی آید
  42. شمارهٔ ۵۲۲ یاد مستان ندهد آدم هشیار، سرود
  43. شمارهٔ ۵۲۳ می زنم گام و ندارم خبری
  44. شمارهٔ ۵۲۴ نرگسم، نرگس، ندارم از طرب جز تهمتی
  45. شمارهٔ ۵۲۵ مویی شده ام، به که به موی تو بسازم
  46. شمارهٔ ۵۲۶ دستم نگشت با گل داغ تو آشنا
  47. شمارهٔ ۵۲۷ در میان هستی ما، نیستی گل کرده است
  48. شمارهٔ ۵۲۸ گویند که آزار، مکافات گناه است
  49. شمارهٔ ۵۲۹ بر سر خود جای می دادند ما را دلبران
  50. شمارهٔ ۵۳۰ گرفته جان به کف، آن مهرتابان را هوس کردم
  51. شمارهٔ ۵۳۱ بس که در هر سخنم صد غلط آید به زبان
  52. شمارهٔ ۵۳۲ مادر ایام بی مهر است و من نازک مزاج
  53. شمارهٔ ۵۳۳ جور کنی، وفا کنم، زخم زنی، دعا کنم
  54. شمارهٔ ۵۳۴ برنیاوردم سری از کهنه اوراق فلک
  55. شمارهٔ ۵۳۵ جوانی ام به جفا رفت و موسم پیری ست
  56. شمارهٔ ۵۳۶ تا توان از باغ وصلش صد گل یکدست چید
  57. شمارهٔ ۵۳۷ دست مطرب را زآب جویبار تار ساز
  58. شمارهٔ ۵۳۸ وقت و بی وقت بخور می اگرت حوصله است
  59. شمارهٔ ۵۳۹ بی او غم پا و سر ندارم
  60. شمارهٔ ۵۴۰ دانسته، رو به تیغ نگاه تو آمدم

متن اشعار به نقل از گنجور.