پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۴۹۶

آن وحشی ام که هرگز، آرام را ندیدم

با دانه برنخوردم تا دام را ندیدم

دل گفت آن پریوش، استاده بر لب بام

رفتم به کوچه گردی، آن بام را ندیدم

در راه کعبه وصل، کز هر طرف صفا بود

کردم چو آینه سعی، احرام را ندیدم

گفتا که می فرستم، یک بوسه ات به پیغام

من بوسه از که گیرم، پیغام را ندیدم

رفتم به دشت کآید بهرام گور پیشم

گوری به پیشم آمد، بهرام را ندیدم

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۸شورشی از هایهای گریه می خواهد دلم
  2. شمارهٔ ۴۹۹اگر غیرت عشق مانع نگردد
  3. شمارهٔ ۵۰۰یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
  4. شمارهٔ ۵۰۱نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس
  5. شمارهٔ ۵۰۲شب از رنج خمار آزرده بودم
  6. شمارهٔ ۵۰۳با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
  7. شمارهٔ ۵۰۴گل و می از لب و رخساره اش می ریخت هرجانب
  8. شمارهٔ ۵۰۵نماند خون دل و کار عشق در پیش است
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.