پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۴۹۸

شورشی از هایهای گریه می خواهد دلم

یک نمکچش از صدای گریه می خواهد دلم

زیستن بی گریه دشوار است بر ارباب درد

زندگی تا انتهای گریه می خواهد دلم

سرکشی دارد ز چشم اشکبارم هر نفس

ناله را زنجیر پای گریه می خواهد دلم

دل به چندین دانه اشک از دیده ام راضی نشد

خرمنی در آسیای گریه می خواهد دلم

رهنمای خنده چون ساغر مرا دلچسب نیست

همچو مینا، رهنمای گریه می خواهد دلم

گر نیاید آب از سرچشمه پی در پی، چه حظ؟

گریه دایم از قفای گریه می خواهد دلم

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۰یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
  2. شمارهٔ ۵۰۱نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس
  3. شمارهٔ ۵۰۲شب از رنج خمار آزرده بودم
  4. شمارهٔ ۵۰۳با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
  5. شمارهٔ ۵۰۴گل و می از لب و رخساره اش می ریخت هرجانب
  6. شمارهٔ ۵۰۵نماند خون دل و کار عشق در پیش است
  7. شمارهٔ ۵۰۶آنچه حاصل شد ز کشت همتم
  8. شمارهٔ ۵۰۷گر به گرد روی او گردیده ام، عیبم مکن
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.