پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۵۳۹

بی او غم پا و سر ندارم

گر جان برود، خبر ندارم

صیاد بر آشیانه ام تاخت

دانست که بال و پر ندارم

دارم دوهزار دشنه چون بید

در کشتن خود، جگر ندارم

درکارگه هنرفروشی

جز بی هنری، هنر ندارم

راهی ز قفس به آشیان هست

افسوس که راهبر ندارم

طغراصفتم وظیفه، زاری ست

در دست چو زور و زر ندارم

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۱دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
  2. شمارهٔ ۵۴۲ظلمت شام غم از نور سحر می بینم
  3. شمارهٔ ۵۴۳سرفرازیها کنم چون پای بست او شوم
  4. شمارهٔ ۵۴۴پای از جهان کشیده قراری گرفته ایم
  5. شمارهٔ ۵۴۵بی لاله رخسارت، گر سیر چمن کردم
  6. شمارهٔ ۵۴۶داغها دارد دلم از دست بیداد فلک
  7. شمارهٔ ۵۴۷تا تیر در کمان بود، رنگ نشان ندیدم
  8. شمارهٔ ۵۴۸نشوم چرا سیه رو، که چو مردمان دیده
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.