پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ چون کند چشم ترم گلریزی باران اشک
  2. شمارهٔ ۴۲۲ زگل بی بهره ام وز آشیان دور
  3. شمارهٔ ۴۲۳ پیغمبر حسنت ورق معجزه گرداند
  4. شمارهٔ ۴۲۴ دشت سبز و کوه سبز و شهر سبز و خانه سبز
  5. شمارهٔ ۴۲۵ محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف
  6. شمارهٔ ۴۲۶ از دهن اشتیاق، بوسه به پیمانه ریز
  7. شمارهٔ ۴۲۷ به نام پای تو هر گام خفته صد گل زخم
  8. شمارهٔ ۴۲۸ شیشه خونها خورد و می گیرد قدح کام از لبش
  9. شمارهٔ ۴۲۹ کنم چون یاد ایام وصالش
  10. شمارهٔ ۴۳۰ دور طرب نگردد، هرگز به کام نرگس
  11. شمارهٔ ۴۳۱ هر کجا پیمانه گیرد از لب جانانه بوس
  12. شمارهٔ ۴۳۲ مایه آزار بود، صحبت ما با هوس
  13. شمارهٔ ۴۳۳ قلزم تردامنی را ما کهن سوداگریم
  14. شمارهٔ ۴۳۴ پاکرو در خاک هندستان، همین آب است و بس
  15. شمارهٔ ۴۳۵ بی گرفتاری نخواهم بود، خاطر جمع دار
  16. شمارهٔ ۴۳۶ این که می ترسی ز مستی، عقل نیست
  17. شمارهٔ ۴۳۷ سرنوشتی غیر بی برگی ندارد نخل ما
  18. شمارهٔ ۴۳۸ در سرابستان گیتی چون شراب زرد باش
  19. شمارهٔ ۴۳۹ نام مستوری آن چشم سیه کار مبر
  20. شمارهٔ ۴۴۰ انگیخت شراب از رخ زیبای تو آتش
  21. شمارهٔ ۴۴۱ کسی کو را نباشد طاقت یک میل ره رفتن
  22. شمارهٔ ۴۴۲ ای دل مزن گام هوس، چون نیست یک مو دسترس
  23. شمارهٔ ۴۴۳ از کف رغبت نداد، ساغر آیینه را
  24. شمارهٔ ۴۴۴ کسی نگفت که چون گل همیشه عریان باش
  25. شمارهٔ ۴۴۵ تا به کی باشی گرفتار امید؟
  26. شمارهٔ ۴۴۶ شب در آغوش نظر بود سراپای تنش
  27. شمارهٔ ۴۴۷ دلم از روی تو خوش، خاطرم از موی تو خوش
  28. شمارهٔ ۴۴۸ یار میان باز کرد، رو به کناری نشین
  29. شمارهٔ ۴۴۹ رسید موسم دی، جام و شیشه پیش آور
  30. شمارهٔ ۴۵۰ جا در آتش کند از محرم و بیگانه خویش
  31. شمارهٔ ۴۵۱ هزار بار نگردید تا به گرد سرش
  32. شمارهٔ ۴۵۲ نگیرم چون سر زلف سیاهش؟
  33. شمارهٔ ۴۵۳ برون نرفت فغانت ز تنگنای فلک
  34. شمارهٔ ۴۵۴ به ره گلشنم آید در زندان در پیش
  35. شمارهٔ ۴۵۵ کوهکن مزد گر از جوی تراشی می دید
  36. شمارهٔ ۴۵۶ پروانه ما گرچه رسد زود به آتش
  37. شمارهٔ ۴۵۷ چنان کز بهر آتش، سنگ و آهن را زنی برهم
  38. شمارهٔ ۴۵۸ ز آب خوردن بسیار، گل شود کمرنگ
  39. شمارهٔ ۴۵۹ ترسم از حرف غلط کاری، شود در نامه ام
  40. شمارهٔ ۴۶۰ حباب وقت خودم در شط تنک ظرفی
  41. شمارهٔ ۴۶۱ باده وقتی مزه دارد که تو باشی در بزم
  42. شمارهٔ ۴۶۲ کس را غم سوز دل ما نیست درین بزم
  43. شمارهٔ ۴۶۳ نمی توان به هم آغوشی ات قناعت کرد
  44. شمارهٔ ۴۶۴ قافله اشک و آه، از همه سو ریز کرد
  45. شمارهٔ ۴۶۵ از چه رو دارد شب زلفت به تاریکی سری؟
  46. شمارهٔ ۴۶۶ من سودازده را داغ منه بر سر دست
  47. شمارهٔ ۴۶۷ موسم گل شد که از وی بشکفد دل، باغ باغ
  48. شمارهٔ ۴۶۸ خاک گردیدم، نگردید آرزوها بر طرف
  49. شمارهٔ ۴۶۹ کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف
  50. شمارهٔ ۴۷۰ دل نشود بی امید، با غم جانان حریف
  51. شمارهٔ ۴۷۱ بس که دارم از تغابن در دل محزون تأسف
  52. شمارهٔ ۴۷۲ به غیر مرگ نسیم از خدا نمی طلبد
  53. شمارهٔ ۴۷۳ خواست تا برهم خورد هنگامه ارباب عقل
  54. شمارهٔ ۴۷۴ نیست یک دانه نصیب تن ما لذت رزق
  55. شمارهٔ ۴۷۵ همچو داغ لاله نور از من مجوی
  56. شمارهٔ ۴۷۶ در کف امید ما شد ساغر سرشار خشک
  57. شمارهٔ ۴۷۷ تاک آبستن نور است، نخواهد زایید
  58. شمارهٔ ۴۷۸ دارم تنی ز دست غمت چون سبوی خشک
  59. شمارهٔ ۴۷۹ دماغم خشک و لب [خشک] و دهان خشک
  60. شمارهٔ ۴۸۰ می بارد از خندیدنت، یک سو شکر، یک سو نمک

متن اشعار به نقل از گنجور.