پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ زلفی که بر زبان و دل شانه بگذرد
  2. شمارهٔ ۳۶۲ بس که خیال آن پری، مایه دردسر شود
  3. شمارهٔ ۳۶۳ بدین سان رخ ز من گر آن گل بدخو بگرداند
  4. شمارهٔ ۳۶۴ ز شور جلوه گاهش می توان یافت
  5. شمارهٔ ۳۶۵ در ازل نگشود چشمم تا غمش پیدا نشد
  6. شمارهٔ ۳۶۶ گفتگوی گلشن رویش دهان را تازه کرد
  7. شمارهٔ ۳۶۷ مرا به نسبت آدم، زمانه خوار کند
  8. شمارهٔ ۳۶۸ گل خورشید اگر گلدسته می شد
  9. شمارهٔ ۳۶۹ چشم مرا به شوق رخت خواب می برد
  10. شمارهٔ ۳۷۰ نازم به دام زلف تو کز طایر دلم
  11. شمارهٔ ۳۷۱ دل پیش تو از طعنه اغیار نترسد
  12. شمارهٔ ۳۷۲ به امیدی که چو طفل نگهم بازآیی
  13. شمارهٔ ۳۷۳ نمی استد به زور صبر، اشک غربت آلودم
  14. شمارهٔ ۳۷۴ در ساز فغانم ره آواز غلط شد
  15. شمارهٔ ۳۷۵ رهبری کو تا دل از سرگشتگی بی غم شود
  16. شمارهٔ ۳۷۶ در شب وصل، نمایان شدن صبح فراق
  17. شمارهٔ ۳۷۷ از خشکسال، رند قدح نوش را چه غم
  18. شمارهٔ ۳۷۸ لبت چگونه دلم را به وعده شاد ندارد
  19. شمارهٔ ۳۷۹ ز بس به اهل وطن می کشد دلم در هند
  20. شمارهٔ ۳۸۰ بر سر تردامنی، دوزخ ز جانم تاب برد
  21. شمارهٔ ۳۸۱ با درد من دوای کسی سازگار نیست
  22. شمارهٔ ۳۸۲ این یک دم نابود، چه باشد چه نباشد
  23. شمارهٔ ۳۸۳ کس به فریاد جرس گر نرسد، جا دارد
  24. شمارهٔ ۳۸۴ اشکم نمی کشد پای، از راه کوچه گردی
  25. شمارهٔ ۳۸۵ شانه روشن کرد چشمم را و زلفش تیره ساخت
  26. شمارهٔ ۳۸۶ سرزلف ترا تا دید دل، از پای می افتد
  27. شمارهٔ ۳۸۷ از عقده های زلف بتان شانه نگذرد
  28. شمارهٔ ۳۸۸ تبسم از لب آن تندخو نمی آید
  29. شمارهٔ ۳۸۹ عمرم همه صرف گلرخان شد
  30. شمارهٔ ۳۹۰ دل داده ام به یار، ببینم چه می شود
  31. شمارهٔ ۳۹۱ با روی تو خورشید جهانگرد چه باشد
  32. شمارهٔ ۳۹۲ با رنگ نوبهاری، چون در خزان برآیی
  33. شمارهٔ ۳۹۳ نکنم باور ازان سست وفا، عهد وصال
  34. شمارهٔ ۳۹۴ عشوه بیرون نمی رود ز تنش
  35. شمارهٔ ۳۹۵ در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
  36. شمارهٔ ۳۹۶ خاک غربت شود اندوه وطن را درمان
  37. شمارهٔ ۳۹۷ پای تا سر چون جرس گوشم، ولی زین کاروان
  38. شمارهٔ ۳۹۸ دندان ستم بر همه تیز است فلک را
  39. شمارهٔ ۳۹۹ نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی
  40. شمارهٔ ۴۰۰ بی توام در سیر گل، تن با خزان همدرد شد
  41. شمارهٔ ۴۰۱ یکقلم از من نیاید رو سفیدی در وجود
  42. شمارهٔ ۴۰۲ هر کجا من پیاده می گردم
  43. شمارهٔ ۴۰۳ در شبستان دلم، از سرگذشت زلف او
  44. شمارهٔ ۴۰۴ از جای خود نخیزد، بهر تواضع خضر
  45. شمارهٔ ۴۰۵ گر ادب دورم نمی کرد از بر آن سروقد
  46. شمارهٔ ۴۰۶ گر خیال تو ز پیش نظرم گردد دور
  47. شمارهٔ ۴۰۷ همچو کاغذ می شود چشمم سفید از انتظار
  48. شمارهٔ ۴۰۸ چو ز انجمن برآیی، عوض تو ناز ماند
  49. شمارهٔ ۴۰۹ چون هوای کوچه بند نی، درین سبز آشیان
  50. شمارهٔ ۴۱۰ عیسی صفت است دختر رز
  51. شمارهٔ ۴۱۱ دل برد آن نگار، ببینم چه می کند
  52. شمارهٔ ۴۱۲ شیرین به چشم کس ننماییم همچو اشک
  53. شمارهٔ ۴۱۳ حال طوفان زدگان هیچ نپرسید کسی
  54. شمارهٔ ۴۱۴ آمد برهمن در حرم،با اهل دین شد همقدم
  55. شمارهٔ ۴۱۵ یک گردش چشم نیم مستت
  56. شمارهٔ ۴۱۶ ساقی به ته شیشه می ناب نگه دار
  57. شمارهٔ ۴۱۷ به غیر ابروی جانان ندیده ام بیتی
  58. شمارهٔ ۴۱۸ ز تنگدستی اگر با زمین شوم یکسان
  59. شمارهٔ ۴۱۹ گرد کلفت بس که می ریزد مرا بر تن غبار
  60. شمارهٔ ۴۲۰ مگو تا کی توان بیگانه بود از مردم عالم

متن اشعار به نقل از گنجور.